تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
ترس آنها از شرّ آن روز بزرگ، اشاره به ايمانشان به معاد، و احساس مسئوليت شديد در برابر فرمان الهى است.
آنها به خوبى «معاد» را باور كردهاند، و به تمام كيفرهاى بدكاران در آن روز ايمان دارند، و اثر اين ايمان در اعمالشان كاملًا نمايان است.
***
پس از آن به ذكر سومين عمل شايسته آنها پرداخته، مىگويد: «آنها غذاى خود را در عين اين كه به آن نيازمندند و دوست دارند به «مسكين»، «يتيم» و «اسير» مىدهند» «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً».
اطعام كردن آنها ساده نيست، بلكه توأم با ايثار در هنگام نياز شديد است، و از سوى ديگر، اطعامى است گسترده كه انواع نيازمندان را از «مسكين»، «يتيم» و «اسير» شامل مىشود، و به اين ترتيب، رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است.
ضمير در «عَلى حُبِّهِ» به «طعام» باز مىگردد، يعنى در عين اين كه به طعام علاقه دارند آن را انفاق مىكنند، و اين شبيه چيزى است كه در آيه ٩٢ سوره «آل عمران» آمده است: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: «هرگز به حقيقت نيكوكارى نمىرسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد».
بعضى نيز گفتهاند: ضمير مزبور به «اللَّه» بر مىگردد كه در آيات گذشته آمده، يعنى آنها به عشق پروردگار، اطعام طعام مىكنند ولى با توجه به اين كه اين مطلب در آيه بعد مىآيد، معنى اول صحيحتر به نظر مىرسد.
معنى «مسكين»، «يتيم» و «اسير» روشن است، اما در اين كه اين اسير اشاره به كدام اسير است؟ در ميان مفسران گفتگو است.
بسيارى گفتهاند: منظور اسيرانى است كه از مشركان و كفار مىگرفتند، و به قلمرو حكومت اسلامى در «مدينه» مىآوردند.