تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
اشاره كرده، مىفرمايد: «ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر و پذيرا باشد، يا كفران كننده و ناپذيرا» «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً». «١»
«هدايت» در اينجا معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هم هدايت «تكوينى» را شامل مىشود، هم هدايت «فطرى» و هم «تشريعى» را هر چند سوق آيه بيشتر روى هدايت تشريعى است.
توضيح اين كه از آنجا كه خداوند انسان را براى هدف «ابتلاء و امتحان» و تكامل آفريده است، مقدمات وصول به اين هدف را در وجود او آفريده، و نيروهاى لازم را به او بخشيده اين همان هدايت «تكوينى» است.
سپس در اعماق فطرتش عشق به پيمودن اين راه را قرار داده، و از طريق الهامات فطرى، مسير را به او نشان داده، و از اين نظر هدايت «فطرى» نموده و از سوى ديگر، رهبران آسمانى و انبياى بزرگ را به تعليمات و قوانين روشن براى «ارائه طريق» مبعوث كرده، و به وسيله آنها هدايت «تشريعى» فرموده است، و البته تمام اين شعب سه گانه هدايت، جنبه عمومى دارد، و همه انسانها را شامل مىشود.
روى هم رفته اين آيه، به سه مسأله مهم و سرنوشتساز در زندگى انسان اشاره مىكند:
مسأله «تكليف»، مسأله «هدايت» و مسأله «آزادى اراده و اختيار» كه لازم و ملزوم يكديگر و مكمل يكديگرند.
در ضمن جمله «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» خط بطلان بر مكتب جبر مىكشد.