تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
اين احتمال نيز داده شده كه «أمشاج» اشاره به تطورات نطفه در دوران جنينى است. «١»- «٢»
جمله «نَبْتَلِيْه» اشاره به رسيدن انسان به مقام «تكليف، تعهد، مسئوليت، آزمايش و امتحان» است، و اين يكى از بزرگترين مواهب خدا است كه به انسان كرامت فرموده و او را شايسته «تكليف و مسئوليت» قرار داده است.
و از آنجا كه «آزمايش و تكليف» بدون «آگاهى» ممكن نيست، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مىكند كه در اختيار انسانها قرار داده است.
بعضى نيز گفتهاند: منظور از ابتلاء و آزمايش در اينجا تطورات و تحولاتى است كه به جنين از مرحله نطفه، تا رسيدن به يك انسان كامل دست مىدهد.
ولى با توجه به تعبير «نَبْتَلِيْه» و همچنين تعبير به «انسان» تفسير اول مناسبتر است.
ضمناً، از اين تعبير استفاده مىشود: ريشه همه ادراكات انسان از ادراكات حسى او است: و به تعبير ديگر، ادراكات حسّى، «مادر» همه «معقولات» است، و اين نظريه بسيارى از فلاسفه اسلامى است، و در ميان فلاسفه يونان «ارسطو» نيز طرفدار همين نظر بوده است.
***
و از آنجا كه تكليف و آزمايش انسان علاوه بر مسأله آگاهى و ابزار شناخت، نياز به دو عامل ديگر يعنى به مسأله «هدايت» و «اختيار» دارد، آيه بعد به آن