تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
بعضى نيز گفتهاند: معناى آيه اين است: چه كسى از فرشتگان روح او را قبض مىكند و بالا مىبرد؟ آيا فرشتگان عذاب، يا فرشتگان رحمت؟!
و بعضى افزودهاند: از آنجا كه فرشتگان الهى از گرفتن و بالا بردن روح چنين انسان بىايمانى كراهت دارند، ملك الموت مىگويد: كيست كه روح او را بگيرد و بالا برد؟
ولى تفسير اول از همه صحيحتر و مناسبتر است.
***
در آيه بعد، به يأس كامل «محتضر» اشاره كرده، مىگويد: «در اين حال او از زندگى به طور مطلق مأيوس شده، و يقين به فراق و جدائى از دنيا پيدا مىكند» «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ».
***
«و ساق پاها به هم پيچيده مىشود» و لحظه مرگ فرا مىرسد «وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ».
اين به هم پيچيدگى، يا به خاطر شدت ناراحتى جان دادن است، يا در نتيجه از كار افتادن دست و پا و بر چيده شدن روح، از آنها.
براى اين آيه تفسيرهاى ديگرى نيز نقل شده است، از جمله در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: الْتَفَّتِ الدُّنْيا بِالآخِرَةِ: «دنيا به آخرت پيچيده مىشود». «١»
در تفسير «على بن ابراهيم» نيز همين معنى آمده است. ٢
از «ابن عباس» نيز نقل شده: منظور «به هم پيچيدن شدت امر آخرت به امر دنيا» است.
بعضى نيز گفتهاند: منظور به هم پيچيدن شدائد مرگ با شدائد قيامت است.