تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
١٣- و قبيلهاش را كه از او حمايت مىكرد.
١٤- و همه مردم روى زمين را تا مايه نجاتش گردند.
١٥- اما چنين نيست (آرى) شعلههاى آتش است.
١٦- دست و پا و پوست سر را مىكند و مىبَرد!
١٧- و كسانى را كه (به فرمان خدا) پشت كردند صدا مىزند.
١٨- و (آنها كه) اموال را جمع و ذخيره كردند!
تفسير:
آن روز كه هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد
اين آيات، بحثهاى گذشته، درباره قيامت را با شرح و توضيح بيشترى ادامه مىدهد، مىفرمايد:
«همان روزى كه آسمان همچون فلز گداخته مىشود» «يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ». «١»
***
«و كوهها مانند پشم رنگينِ زده شده خواهند بود» «وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ».
«مُهل» (بر وزن قفل) به معنى «فلز گداخته» است، و گاه به معنى «درد» خاصى است كه در روغن زيتون تهنشين مىشود، و در اينجا مناسب همان معنى اول است، هر چند در مقام تشبيه تفاوت چندانى با هم ندارند.
«عِهن» به معنى پشم زده شدهاى است كه رنگين باشد.
آرى، در آن روز آسمانها از هم متلاشى و ذوب مىشود، و كوهها درهم