تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
اگر شخصى ناآگاه، آن سخنرانى يا اين تدريس را از نوار بشنود ممكن است گرفتار اشتباه شود، و از عدم ارتباط اين جملهها با جملههاى قبل و بعد تعجب كند، ولى با دقت در شرايط خاص مجلس، فلسفه اين جملههاى معترضه روشن مىشود.
با توجه به اين مقدمه ساده به تفسير آيات مورد بحث مىپردازيم.
خداوند موقتاً رشته سخن درباره قيامت و احوال مؤمنان و كافران را رها كرده، و تذكر فشردهاى به پيامبرش درباره قرآن مىدهد، مىفرمايد: «زبانت را به خاطر عجله براى خواندن آن، حركت مده» «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ».
در تفسير اين آيه، مفسران گفتگو بسيار دارند، و روى هم رفته سه تفسير براى آن ذكر شده است:
نخست تفسير معروفى است كه از «ابن عباس» در كتب حديث و تفسير نقل شده است، و آن اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر عشق و علاقه شديدى كه به دريافت و حفظ قرآن داشت، هنگامى كه پيك وحى آيات را بر او مىخواند، همراه او زبان خود را حركت مىداد و عجله مىكرد، خداوند او را نهى فرمود كه اين كار را مكن، ما خود آن را براى تو جمع مىكنيم.
ديگر اين كه: مىدانيم قرآن داراى دو نزول است: «نزول دفعى» يعنى همه آن يك جا در «شب قدر» بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، و «نزول تدريجى» كه طى ٢٣ سال صورت گرفته، پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر عجلهاى كه در ابلاغ دعوت داشت، گاه قبل از نزول تدريجى، و يا همراه آن، آيات را تلاوت مىكرد، به او دستور داده شد: از اين كار خود دارى كند، و بگذارد هر آيهاى در موقع خود تلاوت و ابلاغ گردد.
و به اين ترتيب، مضمون اين آيه همانند آيه ١١٤ سوره «طه» است وَ