تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
خواهند بود. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه: ماه تدريجاً تحت تأثير جاذبه خورشيد به آن نزديك و سرانجام به سوى آن جذب و جمع مىشود و هر دو بىفروغ مىگردند.
به هر حال، در اينجا به دو قسمت از مهمترين پديدههاى انقلابى آخر جهان، يعنى بىنور شدن ماه، و جمع شدن خورشيد و ماه با يكديگر، اشاره شده، كه در آيات ديگر قرآن نيز كم و بيش اشاراتى به آن ديده مىشود، مثلًا در آيه ١ سوره «تكوير» مىفرمايد: إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ: «هنگامى كه خورشيد تاريك گردد» و مىدانيم: نور ماه از خورشيد است، هنگامى كه خورشيد تاريك شود، ماه نيز تاريك مىگردد، در نتيجه كره زمين در ظلمت و تاريكى وحشتناكى فرو مىرود.
***
به اين ترتيب، با يك انقلاب و تحول عظيم، جهان پايان مىيابد سپس با تحول عظيم ديگرى (با نفخه صور دوم كه نفخه حيات است) رستاخيز انسانها آغاز مىگردد، «و در آن روز انسان مىگويد: راه فرار كجاست»! «يَقُولُ الإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ». «٢»
آرى، انسانهاى كافر و گنهكار كه روز قيامت را تكذيب مىكردند آن روز از شدت خجالت و شرم، پناهگاهى مىجويند، و از سنگينى بار گناه و ترس از عذاب راه فرار مىطلبند، درست همانند اين دنيا كه وقتى مواجه با حادثه