تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
تن او گواهان بر اعمال او هستند چنان كه مىفرمايد:
حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ: «چون به كنار آتش دوزخ برسند گوش و چشم و پوست تن آنها بر ضد آنها گواهى مىدهد». «١»
اين شباهت عجيب در ميان اين دو دادگاه، نشانه ديگرى بر فطرى بودن مسأله معاد است؛ زيرا چگونه مىتوان باور كرد در وجود يك انسان كه قطره كوچكى از اين اقيانوس عظيم هستى است، چنان حساب، كتاب و دادگاه مرموز و اسرار آميزى وجود داشته باشد، اما در درون اين عالم بزرگ مطلقاً حساب و كتاب و دادگاه و محكمهاى وجود نداشته باشد؟ اين باور كردنى نيست. «٢»
***
٢- نامهاى قيامت در قرآن مجيد
مىدانيم قسمت مهمى از معارف قرآن، و مسائل اعتقادى آن، بر محور مسائل مربوط به قيامت و رستاخيز دور مىزند؛ چرا كه مهمترين تأثير را در تربيت انسان و روند تكامل او دارد.
نامهائى كه در قرآن براى اين روز بزرگ انتخاب شده، نيز بسيار است و هر كدام بيانگر بعدى از ابعاد آن روز مىباشد، و به تنهائى مىتواند مسائل بسيارى را در اين رابطه بازگو كند.
به گفته مرحوم «فيض كاشانى» در «محجة البيضاء» در زير هر يك از اين نامها سرّى نهفته شده، و در هر توصيفى معناى مهمى بيان گشته، بايد كوشيد تا اين معانى را درك كرد، و اين اسرار را يافت.