تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
اين منحصر به زمانهاى گذشته نبوده است، امروز هم يكى از علل گرايش به ماديگرى و انكار مبدأ و معاد، كسب آزادى براى «فجور»، گريز از مسئوليتها، و شكستن هر گونه قانون الهى است، و گرنه دلائل مبدأ و معاد آشكار است.
در تفسير «على بن ابراهيم» آمده است: كه در توضيح معنى اين آيه فرمود:
يُقَدَّمُ الذَّنْبَ وَ يُؤَخَّرُ التْوَبَة وَ يَقُولُ سَوْفَ أَتُوبُ: آيه اشاره به كسى است كه «گناه را مقدم مىدارد و توبه را به تأخير مىاندازد و مىگويد: بعداً توبه خواهم كرد». «١»
بعضى نيز گفتهاند: منظور از «فجور» در آيه، «تكذيب» است، بنابراين معنى آيه چنين مىشود: انسان مىخواهد قيامت و رستاخيز را كه در پيش روى او قرار دارد تكذيب كند، ولى تفسير اول مناسبتر است.
***
و به دنبال آن، مىافزايد: لذا «مىپرسد قيامت كى خواهد بود»؟! «يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ».
آرى، او براى گريز از مسئوليتها استفهام انكارى درباره وقت قيام قيامت مىكند، تا راه را براى فجور خود بگشايد.
اين نكته لازم به يادآورى است كه: سؤال آنها از وقت بر پا شدن قيامت نه به اين معنى است كه: اصل آن را قبول داشتند و از وقت آن سؤال مىكردند، بلكه اين سؤال مقدمهاى بوده براى انكار اصل قيامت، درست مثل اين كه كسى مىگويد: «فلان شخص از سفر مىآيد» و هنگامى كه طول كشيد و نيامد ديگرى كه منكر آمدن آن مسافر است مىگويد: پس اين مسافر كى خواهد آمد؟