تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣
خداوند حتى سر انگشتان او را به طور موزون به صورت نخست باز مىگرداند.
اين تعبير، مىتواند اشاره لطيفى به خطوط سر انگشت انسانها باشد كه مىگويند: كمتر انسانى در روى زمين پيدا مىشود كه: خطوط سر انگشت او با ديگرى يكسان باشد، يا به تعبير ديگر، خطوط ظريف و پيچيدهاى كه بر سر انگشتان هر انسانى نقش است معرف شخص او است، و لذا در عصر ما مسأله «انگشت نگارى» به صورت علمى در آمده، و به وسيله آن بسيارى از مجرمان شناخته شده، و جرمها كشف گرديده است، همين قدر كافى است كه مثلًا يك سارق، هنگامى كه وارد اتاق يا منزلى مىشود، دست خود را بر دستگيره در، يا شيشه اطاق، يا قفل و صندوق بگذارد و اثر خطوط انگشتانش روى آن بماند، فوراً از آن نمونه بردارى كرده، با سوابقى كه از سارقان و مجرمان دارند مطابقه نموده و مجرم را پيدا مىكنند.
***
آن گاه به يكى از علل حقيقى انكار معاد، اشاره كرده، مىفرمايد: چنين نيست كه انسان در قدرت خداوند بر جمع استخوانها و زنده كردن مردگان ترديد داشته باشد، «بلكه هدفش از انكار اين است كه: مادام العمر گناه كند» «بَلْ يُرِيدُ الإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ».
او مىخواهد از طريق انكار معاد، كسب آزادى براى هر گونه هوسرانى، ظلم، بيدارگرى و گناه بنمايد، هم وجدان خود را از اين طريق اشباع كاذب كند، و هم در برابر خلق خدا مسئوليتى براى خود قائل نباشد؛ چرا كه ايمان به معاد و رستاخيز، و دادگاه عدل خدا سدّ عظيمى است در مقابل هر گونه عصيان و گناه.
او مىخواهد اين لجام را بر گيرد و اين سد را در هم بشكند و آزادانه هر عملى را خواست انجام دهد.