تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢
سوره «يس» مىخوانيم: يكى از منكران معاد قطعه استخوان پوسيدهاى را به دست گرفته بود، و به پيغمبر مىگفت: مَنْ يُحْيِى الْعِظامُ وَ هِىَ رَمِيْم: «چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند، در حالى كه پوسيده است»؟ «١»
ضمناً، تعبير به «يَحْسَبُ» (از ماده «حسبان» به معنى گمان) اشاره به اين است كه اين منكران هرگز به گفته خود ايمان نداشتند، بلكه تنها بر پندار و گمانهاى واهى و بىاساس تكيه مىكردند.
اما ببينيم چرا مخصوصاً روى استخوانها تكيه شده است؟ اين به خاطر آن است كه:
اولًا، دوام استخوان بيش از ساير اعضا مىباشد، و لذا هنگامى كه بپوسد و خاك شود، و ذرات غبارش پراكنده گردد، اميد بازگشت آن در نظر افراد سطحى كمتر است.
ثانياً، استخوان مهمترين ركن بدن انسان مىباشد؛ چرا كه ستونهاى بدن را استخوانها تشكيل مىدهند، و تمام حركات، جابه جائى و فعاليتهاى مهم بدن به وسيله استخوانها انجام مىگيرد، كثرت، تنوع، اشكال و اندازههاى مختلف استخوانها در بدن انسان، از عجايب خلقت خداوند محسوب مىشود، و ارزش يك مهره كوچك پشت انسان، هنگامى ظاهر مىشود كه از كار بيفتد و مىبينيم كه تمام بدن را فلج مىكند.
«بَنان» در لغت هم به معنى «انگشتان» آمده، و هم به معنى «سر انگشتان» و در هر دو صورت اشاره به اين نكته است كه نه تنها خداوند استخوانها را جمعآورى مىكند، و به حال اول باز مىگرداند، بلكه استخوانهاى كوچك و ظريف و دقيق انگشتان را همه در سر جاى خود قرار مىدهد، و از آن بالاتر