تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
سپس مىافزايد: «زيرا آنها چنان روزى را بعيد و دور مىبينند» «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً».
***
«و ما آن را قريب و نزديك مىبينيم» «وَ نَراهُ قَرِيباً».
آنها اصلًا باور نمىكنند چنان روزى در كار باشد كه: حساب همه خلايق را برسند و كوچكترين گفتار و كردار آنها محاسبه شود، آن هم در روزى كه پنجاه هزار سال به طول مىانجامد، ولى آنها در حقيقت خدا را نشناختهاند، و در قدرت او شك و ترديد دارند.
آنها مىگويند: «مگر ممكن است استخوانهاى پوسيده، و خاكهائى كه هر ذرهاى از آن در گوشهاى پراكنده گشته است، بار ديگر جمع شود، و لباس حيات در تن بپوشد؟! (همان گونه كه قرآن در ساير آياتش اين تعبيرات را از آنها نقل كرده است) وانگهى، مگر روزِ پنجاه هزار ساله امكان پذير است؟!.
جالب اين كه، علم امروز مىگويد: مقدار روز در هر كرهاى از كرات آسمانى با ديگر كرات متفاوت است؛ زيرا تابع مقدار زمانى است كه آن كره يك بار به دور محور خود مىچرخد، و لذا، روز در كره ماه به اندازه دو هفته در كره زمين است، حتى مىگويند: ممكن است با گذشت زمان، كره زمين از سرعت حركت وضعى خود بكاهد و مقدار يك روز، معادل يك ماه يا يك سال يا صدها سال شود.
نمىگوئيم: روز قيامت چنين است، بلكه مىگوئيم: روزِ پنجاه هزار ساله، حتى با مقياسهاى عالم دنيا چيز عجيبى نيست.
***