تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
آب زلال، آن را زنده نمىكند، و به تعبير ديگر همان گونه كه در بحث شفاعت گفتهايم، «شفاعت» از ماده «شفع» به معنى «ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر» است، و مفهوم اين سخن آن است كه: شخص شفاعت شونده قسمتى از راه را با پاى خود پيموده، و در فراز و نشيبهاى سخت وامانده، شخص شفاعت كننده به او ضميمه مىشود و او را يارى مىكند تا بقيه راه را بپيمايد. «١»
ضمناً، اين آيه، بار ديگر بر مسأله شفاعت و تنوع و تعدد شفيعان درگاه خدا تأكيد مىكند، و پاسخ دندانشكنى است براى آنها كه منكر اصل شفاعتند.
همچنين تأكيدى است بر اين كه شفاعت، بىقيد و شرط نيست، و به معنى چراغ سبز براى گناه محسوب نمىشود، بلكه عاملى است براى تربيت انسان كه حداقل او را به مرحلهاى كه قابليت شفاعت داشته باشد برساند، و رابطه او با خدا و اولياى او به كلى قطع نشود.
اين نكته نيز قابل ذكر است كه مفهوم آيه فوق اين نيست كه: شافعان به شفاعت چنين كسانى برمىخيزند، بلكه مفهومش آن است كه چون شفاعت به حال آنها سودى ندارد آنها شفاعت نمىكنند؛ زيرا اولياء اللَّه مرتكب كار لغو و بيهوده نمىشوند.
***
نكته:
شفيعان روز جزا
از آيات مورد بحث، همچنين، بعضى ديگر از آيات قرآن مجيد، استفاده مىشود: شفيعان در روز قيامت متعددند، (و دايره شفاعت آنها متفاوت است) از مجموع رواياتى كه از منابع شيعه و اهل سنت، نقل شده- و اين روايات بسيار