تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
كنند» «لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ».
در روايتى آمده است: گروهى از يهود از بعضى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از عدد خازنان جهنم سؤال كردند، او گفت خدا و رسولش آگاهترند، «جبرئيل» در همان ساعت نازل شد، و به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد: عَلَيْها تِسْعَةُ عَشَر: «نوزده نفر (يا نوزده گروه) بر آن گمارده شدهاند». «١»
و از آنجا كه آنها ايرادى به اين موضوع نكردند، معلوم مىشود آن را هماهنگ با كتب خود يافتند، و بر يقين آنها به نبوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله افزوده شد، و همين امر، سبب گرديد كه مؤمنان نيز در عقيده و ايمان خود راسختر شوند.
لذا در جمله بعد مىافزايد: «و هدف اين بود كه ايمان مؤمنان افزوده شود» «وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً».
و بلافاصله بعد از ذكر اين جمله، روى همان اهداف سه گانه به عنوان تأكيد باز مىگردد، و مجدداً روى ايمان اهل كتاب، سپس مؤمنان و بعد به آزمون كفار و مشركان، تكيه كرده، مىگويد: «و هدف اين بود كه: اهل كتاب، و مؤمنان، در حقانيت قرآن ترديد به خود راه ندهند، و آنها كه در قلوبشان بيمارى است و كافران بگويند: خدا از اين توصيف چه اراده كرده است و چه منظورى دارد»؟! «وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا». «٢»
در اين كه منظور از الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ: «آنها كه در دلهايشان بيمارى