تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩
مىگذارد، بنابراين مفهوم آيه اين نيست كه به كلى مىسوزاند و نابود مىكند؛ چرا كه اين معنى با آنچه در آيه ٥٦ سوره «نساء» آمده سازگار نيست، آنجا كه مىفرمايد: كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ: «هر زمان كه پوستهاى تن آنها مىسوزد پوستهاى ديگرى بر آن مىرويانيم تا مجازات الهى را بچشند»!
***
سپس به بيان وصف ديگرى از اين آتش سوزان قهر الهى، پرداخته مىافزايد: «پوست تن را كاملًا دگرگون مىسازد كه از فاصله بسيار دورى براى انسانها نمايان است» «لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ». «١»
آن چنان چهره را سياه و تاريك مىكند كه سياهتر از شب تاريك است.
«بَشَر» در اينجا جمع «بشره» به معنى ظاهر پوست تن است و نيز ممكن است به معنى انسانها بوده باشد، و «لَوَّاحَةٌ» از ماده «لَوْح» گاه به معنى ظاهر و آشكار شدن آمده، و گاه به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن.
بنابر معنى اول، تفسير آيه چنين مىشود: دوزخ از فاصله دورى براى انسانها نمايان مىگردد، همان گونه كه در آيه ٣٦ سوره «نازعات» آمده است: وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى: «دوزخ براى بينندگان آشكار مىگردد».
و بنابر معنى دوم، تفسير آيه چنين است: «دوزخ رنگ پوست تن را به كلى دگرگون مىسازد».
***
و در آخرين آيه مورد بحث، مىفرمايد: «نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر