تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
مىشود كه آگاهانه صورت مىگيرد، يعنى انسان حقانيت چيزى را درك كند و با آن به مخالفت برخيزد، و «وليد» مصداق روشن اين معنى بود.
تعبير به «كانَ» نشان مىدهد: عناد او با حق يك امر مستمر و هميشگى بود، نه مقطعى و زود گذر.
***
و بالاخره در آخرين آيه مورد بحث، به سرنوشت دردناك او با عبارتى كوتاه و پرمعنى اشاره كرده، مىفرمايد: «ما به زودى او را مجبور مىكنيم كه از قلّه صعب العبور زندگى بالا رود» (و سپس از فراز آن قله او را به زير مىافكنيم) «سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً».
«سَأُرْهِقُهُ» از ماده «ارهاق» در اصل به معنى «پوشاندن چيزى با عنف» است و به معنى تحميل كارهاى سخت، و مبتلا ساختن به انواع عذاب نيز آمده.
«صَعود» (بر وزن كبود) به معنى مكانى است كه از آن بالا مىروند و «صُعود» (بر وزن قعود) به معنى «بالا رفتن» است.
و از آنجا كه بالا رفتن از قلههاى مرتفع كار بسيار شاق و مشكلى است اين تعبير در مورد هر كار مشكل و پرزحمت به كار مىرود، و لذا:
بعضى آن را به عذاب الهى تفسير كردهاند.
بعضى گفتهاند: «صعود» كوهى است از آتش در جهنم، كه او را مجبور مىكنند از آن بالا رود، يا اين كه: كوهى است صعب العبور، با شيب تند و زياد كه وقتى از آن بالا مىرود سقوط مىكند. و به زير مىافتد، و اين موضوع پيوسته تكرار مىشود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه اشاره به عذاب دنيوى «وليد» در اين جهان باشد؛ زيرا همان طور كه در تاريخ آمده است او بعد از رسيدن به اوج قله