تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
«داستان غدير» است.
پاسخ: كسى نگفته است: شأن نزول آن آيه، داستان غدير است بلكه، سخن در آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع» مىباشد.
و اما آيه ٣٢ سوره «انفال» چيزى است كه «حارث بن نعمان» از آن در كلام خود استفاده كرد و اين ربطى به شأن نزول ندارد، ولى تعصبهاى افراطى سبب مىشود كه انسان از چنين مطلب روشنى غافل گردد.
٤- قرآن مجيد، مىگويد: وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ:
«خداوند آنها را عذاب نمىكند در حالى كه تو در ميان آنها هستى، و خداوند آنها را عذاب نمىكند در حالى كه استغفار مىكنند». «١»
اين آيه مىگويد: «با وجود پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز عذابى نازل نخواهد شد».
پاسخ: آنچه قابل قبول است اين كه: عذاب عمومى و دسته جمعى، به خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله وجود نداشت، ولى عذابهاى خصوصى و شخصى كراراً بر افراد نازل شد، چنان كه تاريخ اسلام گواه است كه افراد متعددى مانند: «ابو زمعه» و «مالك بن طلاله» و «حكم بن ابى العاص» و غير آنها، به خاطر نفرين پيامبر صلى الله عليه و آله يا بدون آن، گرفتار عذاب شدند.
علاوه بر اين، آيه مورد استشهاد، تفسيرهاى ديگرى نيز دارد كه طبق آن، استدلال به آن در اينجا ممكن نيست. «٢»
٥- اگر چنين شأن نزولى صحيح بود، بايد مانند داستان «اصحاب الفيل»