تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
نمايند، در حالى كه، اگر اين فضائل براى ديگران باشد، با سماحت و سهولت و آسانى از آن مىگذرند!.
نمونه زنده اين كلام، اشكالات هفتگانهاى است كه «ابن تيميه» در كتاب «منهاج السنة» در مورد احاديثى كه در شأن نزول آيات فوق آمده است، بيان كرده، كه ما به طور فشرده به بيان آن مىپردازيم:
١- «داستان غدير»، بعد از بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله از «حجة الوداع» يعنى در سال دهم هجرت، واقع شد، در حالى كه، سوره «معارج» از سورههاى «مكّى» است كه قبل از هجرت نازل شده است.
پاسخ: همان گونه كه قبلًا نيز اشاره كرديم: بسيارى از سورهها به نام «مكّى» ناميده مىشود، در حالى كه بعضى از آيات نخستين آن، طبق تصريح مفسران، در «مدينه» نازل شده، و به عكس، سورههائى است كه رسماً «مدنى» ناميده مىشود، ولى بعضى از آيات آن در «مكّه» نازل گشته است.
٢- در اين حديث آمده است: «حارث بن نعمان» در «ابطح» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، و مىدانيم: «ابطح درهاى است در مكّه»، و اين با نزول آيه بعد از «داستان غدير» مناسب نيست.
پاسخ: «اولًا» تعبير به «ابطح» فقط در بعضى از روايات است، نه در همه روايات، و «ثانياً»، «ابطح» و «بطحاء» به معنى هر زمين شنزارى است كه سيل از آن جارى مىشود، و اتفاقاً در سرزمين «مدينه» نيز مناطقى وجود دارد، كه آن را «ابطح» يا «بطحاء» مىنامند، و در اشعار عرب و روايات، بسيار به آن اشاره شده است.
٣- آيه «وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» «١»
مسلماً بعد از «جنگ بدر» نازل شده، و سالها قبل از