تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
گذارد، و آنها را براى قبول «قول ثقيل» و «سبح طويل» آماده ساخت، اين حركتها و ناشئههاى شبانه كه به تعبير قرآن «أَشَدُّ وَطْئاً» و «أَقْوَمُ قِيْلًا» بود، سرانجام كار خود را كرد، و گروهى اندك از تودههاى محروم و قشرهاى مستضعف و در بند، چنان ساخته شدند كه شايستگى براى حكومت بر بخش عظيمى از جهان را پيدا كردند.
امروز هم اگر ما مسلمانان بخواهيم عظمت و قدرت ديرين را باز يابيم، راه همين راه، و برنامه، همين برنامه است، هرگز نبايد انتظار داشته باشيم با افرادى ضعيف و ناتوان از نظر تفكر و ايمان، افرادى كه پرورشهاى لازم فرهنگى و اخلاقى را نيافتهاند، سيطره «يهود» را از قلب كشورهاى اسلامى بر اندازيم، و دست زورگويان و ابر جنايتكاران را از ممالك اسلامى كوتاه كنيم، اين سخنى است دامنهدار، اما آنجا كه كس است يك حرف بس است!
***
٢- تلاوت قرآن همراه با تفكر
از روايات اسلامى به خوبى استفاده مىشود: فضيلت تلاوت قرآن در زياد خواندن آن نيست، بلكه در خوب خواندن و تدبّر و انديشه در آن است.
جالب اين كه: در ذيل آيه فوق كه دستور مىدهد: «آنچه از قرآن براى شما ميسر است بخوانيد» (فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ) روايتى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام آمده است كه از جدش چنين نقل مىفرمايد: ما تَيَسَّرَ مِنْهُ لَكُمْ فِيهِ خُشُوعُ الْقَلْبِ وَ صَفاءُ السِّرِّ!: «آن مقدار بخوانيد كه در آن خشوع قلب و صفاى باطن و نشاط روحانى و معنوى باشد»!. «١»
چرا چنين نباشد در حالى كه هدف اصلى تلاوت، تعليم و تربيت است.