تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
بر عدم وجوب» يك امر استحبابى است، و نتيجه اين مىشود كه: در آغاز اسلام، به خاطر وجود شرائطى اين تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده، و بعد، هم از نظر مقدار، و هم از نظر حكم، تخفيف داده شده، و به صورت يك حكم استحبابى آن هم به مقدار ميسور در آمده است، ولى به هر حال، وجوب نماز شب بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تا آخر عمر ثابت ماند (به قرينه ساير آيات قرآن و روايات).
در روايتى از امام باقر عليه السلام نيز مىخوانيم: حكم مربوط به دو ثلث از شب، يا نيمى از آن، و يا ثلث آن، منسوخ شده، و به جاى آن «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» قرار گرفته است. «١»
قابل توجه اين كه: سه نوع عذر در آيه مورد بحث ذكر شده: يكى جنبه جسمانى دارد (بيمارى)، ديگرى جنبه مالى (مسافرت براى كسب و كار) و سومى جنبه دينى (جهاد فى سبيل اللَّه) و لذا بعضى گفتهاند: از اين آيه استفاده مىشود: تلاش براى معاش، هم رديف جهاد فى سبيل اللَّه است!.
و نيز اين جمله را دليلى دانستهاند بر اين كه خصوص اين آيه در «مدينه» نازل شده؛ چرا كه وجوب جهاد در «مكّه» نبود، ولى با توجه به اين كه مىفرمايد:
سَيَكُون: «به زودى خواهد بود» ممكن است اين جمله خبر از تشريع جهاد در آينده باشد، يعنى چون عذرهائى در حال داريد و عذرهائى در آينده براى شما پيدا مىشود، اين حكم به صورت دائمى در نيامد، و به اين صورت با مكى بودن آيه منافات ندارد.
آن گاه به چهار دستور ديگر، در پايان اين آيه اشاره كرده، و برنامه خودسازى ارائه شده را به اين وسيله تكميل مىكند، مىفرمايد: