تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
بر خدا، چگونه انسان بر او توكل نكند، و كار خويش را به او نسپارد، در حالى كه در پهنه جهان هستى غير از او حاكم و فرمانروا، منعم، مربى و معبود نيست.
***
و بالاخره در چهارمين و پنجمين دستور مىفرمايد: «در برابر آنچه دشمنان مىگويند صابر و شكيبا باش، و از آنها دورى كن، اما دورى شايسته و جميل» «وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا».
و به اين ترتيب، در اينجا مقام «صبر» و «هجران» فرا مىرسد؛ چرا كه در مسير دعوت به سوى حق، بدگوئى دشمنان، و ايذاء و آزار آنان، فراوان است، و اگر باغبان بخواهد گلى را بچيند بايد در برابر زبان خار صبر و تحمل داشته باشد.
به علاوه گاهى در اينجا بى اعتنائى و دورى لازم است، تا هم از شرشان در امان بماند، و هم درسى از اين طريق به آنان بدهد، ولى اين هجران و دورى نبايد به معنى قطع برنامههاى تربيتى، تبليغ و دعوت به سوى خدا باشد.
به اين ترتيب، آيات فوق نسخه جامع و كاملى به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و تمام كسانى كه در خط او گام بر مىدارند مىدهد كه از عبادات شبانه و نيايش پروردگار در سحرگاهان، مدد بگيرند، و سپس اين نهال را با آب ياد خدا، اخلاص، توكل، صبر و هجران جميل، آبيارى كنند، چه نسخه جامع و جالبى؟!
تعبير به رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ: «خداوند مشرق و مغرب» اشاره به حاكميت و ربوبيت او بر تمام جهان هستى است، همان گونه كه در تعبيرات روزمره مىگوئيم: فلان كس شرق و غرب زمين را در سيطره خود قرار داد، يعنى تمام روى زمين را، نه فقط نقطه مشرق و مغرب.
هجر جميل: «دورى و جدائى شايسته» همان گونه كه اشاره كرديم به معنى هجران توأم با دلسوزى، دعوت و تبليغ به سوى حق است، كه يكى از روشهاى تربيتى در مقطعهاى خاصى محسوب مىشود، و هرگز منافات با مسأله «جهاد» در مقطعهاى ديگر ندارد كه هر كدام جائى و هر نكته مقامى دارد، و به تعبير ديگر، اين دورى، بى اعتنائى نيست، بلكه خود نوعى اعتنا است و به هر حال اين