تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
مىدانيم مردم عوام و نا آگاه، خرافات زيادى درباره اين موجود ساختهاند كه با عقل و منطق جور نمىآيد، و به همين جهت، يك چهره خرافى و غير منطقى به اين موجود داده كه وقتى كلمه جنّ گفته مىشود، مشتى خرافات نيز با آن تداعى مىشود.
از جمله اين كه: آنها را با اشكال غريب و عجيب و وحشتناك، و موجوداتى دم دار و سم دار!، موذى و پر آزار، كينهتوز و بد رفتار كه ممكن است از ريختن يك ظرف آب داغ در يك نقطه خالى، خانههائى را به آتش كشند! و موهومات ديگرى از اين قبيل.
در حالى كه اگر موضوع وجود جن از اين خرافات پيراسته شود، اصل مطلب كاملًا قابل قبول است؛ چرا كه هيچ دليلى بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما مىبينيم، نداريم، بلكه علماء و دانشمندان علوم طبيعى مىگويند:
موجوداتى را كه انسان با حواس خود مىتواند درك كند، در برابر موجوداتى كه با حواس قابل درك نيستند ناچيز است.
تا اين اواخر كه موجودات زنده ذره بينى كشف نشده بود، كسى باور نمىكرد: در يك قطره آب، يا يك قطره خون، هزاران هزار موجود زنده باشد كه انسان قدرت ديد آنها را نداشته باشد.
و نيز دانشمندان مىگويند: چشم ما رنگهاى محدودى را مىبيند، و گوش ما امواج صوتى محدودى را مىشنود، رنگها و صداهائى كه با چشم و گوش ما قابل درك نيست، بسيار بيش از آن است كه قابل درك است.
وقتى وضع جهان، چنين باشد چه جاى تعجب كه انواع موجودات زندهاى در اين عالم وجود داشته باشند كه ما نتوانيم با حواس خود آنها را درك كنيم، و وقتى مخبر صادقى مانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از آن خبر دهد چرا نپذيريم؟
به هر حال از يكسو، قرآن كلام ناطق صادق، خبر از وجود جنّ با ويژگىهائى كه در بالا ذكر شد داده است، و از سوى ديگر، هيچ دليل عقلى بر