تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي:
«كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت: من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد، و هنگامى كه (سليمان) آن را نزد خود مستقر ديد گفت:
اين از فضل پروردگار من است». «١»
در آيه ديگر مىخوانيم: قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ: «بگو كافى است براى گواه ميان من و شما، خداوند، و كسى كه علم كتاب نزد او است». «٢»
از سوى ديگر، در احاديث متعددى كه در كتب اهل سنت و شيعه نقل شده چنين مىخوانيم: «ابو سعيد خدرى» مىگويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله معنى «الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» را سؤال كردم.
فرمود: «او وصى برادرم سليمان بن داود بود».
گفتم: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» كيست؟
فرمود: ذاكَ أَخِى عَلِىُّ بْنِ أَبِيْطالِبِ!: «او برادرم على بن ابيطالب است». «٣»
با توجه به اين كه «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» كه در مورد «آصف» آمده «علم جزئى» را مىگويد، و «علم الكتاب» كه درباره على عليه السلام آمده «علم كلى» را مىگويد، تفاوت ميان مقام علمى «آصف» و «على» عليه السلام روشن مىگردد.
از سوى سوم، در آيه ٨٩ سوره «نحل» مىخوانيم: وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ: «ما قرآن را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزى است».
روشن است كسى كه عالم به اسرار چنين كتابى باشد، بايد اسرار غيب را بداند، و اين دليلى است آشكار بر اين كه ممكن است انسانى از اولياء اللَّه، از