تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦
٥- راه جمع ديگرى نيز براى روايات مختلف در علم غيب وجود دارد (هر چند اين راه فقط در مورد قسمتى از اين روايات صادق است) و آن اين كه مخاطبين در اين روايات مختلف بودند، آنها كه استعداد و آمادگى پذيرش مسأله علم غيب را درباره امامان داشتند، حق مطلب به آنها گفته مىشد، ولى در برابر افراد مخالف يا ضعيف و كم استعداد، سخن به اندازه فهم شنونده مطرح مىگشت.
مثلًا در حديثى مىخوانيم: «ابو بصير» و چند تن از ياران بزرگ امام صادق عليه السلام در مجلسى بودند، امام غضبناك وارد مجلس شد، هنگامى كه نشست، در حضور جمع فرمود: يَا عَجَباً لِا قْوَامٍ يَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ! ما يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ، لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِيَتِي فُلانَةِ، فَهَرَبَتْ مِنِّي فَمَا عَلِمْتُ فِي أَيِّ بُيُوتِ الدَّارِ هِيَ:
«عجيب است كه عدهاى گمان مىكنند ما علم غيب داريم، هيچ كس جز خداوند متعال از غيب آگاه نيست، من الآن مىخواستم كنيزم را تأديب كنم از دست من گريخت، ندانستم در كدام يك از اطاقهاى خانه است»!!. «١»
راوى حديث مىگويد: هنگامى كه امام عليه السلام از مجلس برخاست من و بعضى ديگر از ياران حضرت، وارد اندرون منزل شديم و گفتيم: فدايت شويم شما درباره كنيزتان چنين گفتى، در حالى كه ما مىدانيم شما علوم زيادى داريد و ما نامى از علم غيب نمىبريم؟
امام عليه السلام سپس شرحى در اين زمينه داد كه مفهومش آگاهى او بر اسرار غيب بود.
واضح است در آن مجلس افرادى بودهاند كه آمادگى و استعداد لازم براى