تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
در كتاب «فضائل الخمسه» روايات فراوانى از كتب اهل سنت درباره وسعت فوق العاده علم على عليه السلام نقل شده كه ذكر همه آنها در اينجا به طول مىانجامد. «١»
در روايات اهلبيت عليهم السلام نيز در احاديث متعددى اشاره به علم غيب براى امامان معصوم شده است از جمله در كتاب «كافى»، جلد اول در ابواب متعدد تصريح يا اشاراتى در اين زمينه ديده مىشود.
و مرحوم «علامه مجلسى» در «بحار الانوار»، جلد ٢٦ احاديث زيادى كه بالغ بر ٢٢ حديث مىشود در اين زمينه آورده است.
روى هم رفته روايات در زمينه آگاهى پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام بر اسرار غيب در حدّ تواتر است.
اكنون سخن در اين است كه چگونه بين اين آيات و روايات كه بعضى علم غيب را از غير خدا نفى، و بعضى اثبات مىكنند جمع كنيم؟
در اينجا طرق مختلفى براى جمع وجود دارد.
١- از معروفترين راههاى جمع اين است كه: منظور از اختصاص علم غيب به خدا علم ذاتى و استقلالى است، بنابراين، غير او مستقلًا هيچگونه آگاهى از غيب ندارند، و هر چه دارند از ناحيه خدا است، با الطاف و عنايت او است، و جنبه تبعى دارد.
شاهد اين جمع همان آيه مورد بحث است، كه مىگويد:
«خداوند هيچ كس را از اسرار غيب آگاه نمىكند، مگر رسولانى را كه مورد رضايت او هستند».
در «نهج البلاغه» نيز به همين معنى اشاره شده است كه: وقتى على عليه السلام از