تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨
و در آيه ١٨٨ «اعراف» آمده است: قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرّاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ:
«بگو من مالك سود و زيانى براى خويش نيستم، مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر از غيب باخبر بودم، منافع فراوانى براى خود فراهم مىساختم، و هيچ بدى به من نمىرسيد، من تنها بيم دهنده و بشارت دهندهام براى گروهى كه ايمان مىآورند».
براى اين جمله تفسير ديگرى نيز از سوى جمعى از مفسران ذكر شده، و آن اين كه: «من هيچگونه پناهگاهى براى نجات خود جز ابلاغ دعوت حق و اداى رسالت او ندارم». «١»
در اين كه ميان «بلاغ» و «رسالات» چه تفاوتى است؟ بعضى گفتهاند:
«بلاغ» اشاره به ابلاغ اصول دين است و «رسالات» بيان فروع دين.
بعضى «بلاغ» را به معنى ابلاغ دستورات الهى و «رسالات» را به معنى اجراى آنها دانستهاند.
ولى به نظر مىرسد: هر دو به يك معنى باز گردد، و تأكيد يكديگر باشد، به قرينه آيات متعددى از قرآن كه هر دو را به صورت يك معنى ذكر مىكند، مانند آيه ٦٢ «اعراف» كه مىگويد: أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي: «من رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم» (و آيات متعدد ديگر).
به هر حال، در پايان آيه هشدار مىدهد: «هر كس معصيت خدا و رسولش را كند آتش جهنم از آن او است، و جاودانه در آن مىماند» «وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ