تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
آيه بعد، به حقيقت ديگرى در همين رابطه اشاره كرده، مىافزايد: «منظور اين است كه ما آنها را با وفور نعمت بيازمائيم» «لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ».
آيا فزونى نعمت مايه غرور و غفلت آنها مىشود؟ يا سبب بيدارى، شكرگزارى و توجه بيشتر به خدا؟
و از اينجا روشن مىشود: يكى از اسباب مهم امتحان الهى، وفور نعمت است، و اتفاقاً آزمايش به وسيله «نعمت»، از آزمايش به وسيله «عذاب»، سختتر و پيچيدهتر است؛ زيرا طبيعت فزونى نعمت، سستى، تنبلى، غفلت و غرق شدن در لذائذ و شهوات است، و اين درست چيزى است كه انسان را از خدا دور مىسازد و ميدان را براى فعاليت شيطان آماده مىكند، تنها كسانى مىتوانند از عوارض نامطلوب فزونى وفور نعمت، در امان بمانند كه به طور دائم به ياد خدا باشند، ذكر او را فراموش نكنند، و با يادآورىهاى مداوم، خانه قلب را از نفوذ شياطين حفظ نمايند. «١»
لذا، به دنبال آن، مىافزايد: «و هر كس از ذكر پروردگارش روى گردان شود، او را به راه عذاب شديد و روز افزونى مىبرد» «وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً».
«صَعَد» (بر وزن سفر) به معنى صعود كردن و بالا رفتن است، و گاه به معنى «گردنه» آمده است، و از آنجا كه بالا رفتن از گردنهها، مشقتبار است، اين واژه به معنى «امور مشقتبار» به كار مىرود، به همين جهت، بسيارى از مفسران آيه فوق را اين گونه تفسير كردهاند كه: منظور «عذابِ مشقتبار» است، شبيه آنچه در آيه ١٧ سوره «مدثر» آمده، كه درباره بعضى از مشركان مىفرمايد: سَأُرْهِقُهُ