تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤
است.
«شطط» (بر وزن وسط) به معنى خارج شدن از حد اعتدال و دور افتادن است، لذا، به سخنانى كه دور از حق است، شطط گفته مىشود، و نيز به همين دليل حاشيه نهرهاى بزرگ كه از آب فاصله زيادى دارد و ديوارههايش بلند است، «شط» ناميده مىشود.
***
سپس افزودند: «ما گمان مىكرديم: انس و جنّ هرگز، دروغ بر خدا نمىبندند» «وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً».
اين سخن، ممكن است اشاره به تقليد كوركورانهاى باشد كه اين گروه قبلًا از ديگران داشتند، و براى خدا شريك و شبيه و همسر و فرزند قائل بودند، مىگويند: اگر ما اين مسائل را از ديگران بدون دليل پذيرفتيم، به خاطر خوشباورى بود، هرگز خيال نمىكرديم انس و جنّ به خود جرأت دهند چنين دروغهاى بزرگى به خدا ببندند، ولى اكنون كه در مقام تحقيق برآمديم و حق را دريافتيم و به آن ايمان آورديم، پى به غلط بودن اين تقليد ناروا مىبريم، و به اين ترتيب به اشتباه خود و انحراف مشركان جن اعتراف مىكنيم.
***
و سر انجام افزودند: يكى ديگر از انحرافات جنّ و انس اين بود كه «مردانى از انسانها به مردانى از جن پناه مىبردند، و آنها سبب افزايش گمراهى و گناه و طغيانشان مىشدند» «وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً».
«رَهَق» (بر وزن شفق) در اصل به معنى پوشاندن چيزى با قهر و غلبه است، و از آنجا كه «گمراهى»، «گناه»، «طغيان» و «ترس» بر قلب و روح آدمى مسلط