منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٣٤ - نصوص دالّ بر امامت على عليه السلام
گمراه نمىشويد[١]، و آن دو چيز، كتاب خداى تعالى و عترت من است كه اهل بيت من باشند. به تحقيق كه خداوند لطيف خبير، مرا خبر داده است كه اين دو چيز، از هم جدا نمىشوند تا وقتى كه بر سرِ حوض، نزد من آيند. بدانيد كه هر كس، دست از اين دو برنمىدارد، نجات مىيابد و كسى كه مخالفتِ ايشان[٢] مىكند، هلاك مىشود. آيا رسانيدم حكم الهى را؟ گفتند: بلى. فرمود:
خداوندا! گواه باش.
بعد از آن فرمود كه: آگاه باشيد كه جمعى از شما بر سرِ حوض، بر من وارد خواهيد شد و ايشان را از پيش من، دور خواهند كرد. پس من خواهم گفت: خداوندا! ايشان، اصحاب من هستند. پس مىگويند: يا محمّد! ايشان بعد از تو، چيزها احداث كردند و طريقه تو را تغيير دادند. من خواهم گفت: اين چنين مردم، دور باشند[٣]!
و چون روز آخرِ ايّام تشريق شد، سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ»[٤] نازل شد. حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: خبر موتِ من آمده. بعد از آن، در مسجد خَيف، نداى صلات جامعه فرمود و مردم، جمع شدند. پس، حمد و ثناى الهى به جاى آورد. بعد از آن فرمود: خداى تعالى، در نعمت خود بدارد (يا: تازهرو بدارد) مردى را كه سخن مرا گوش كند و حفظ كند و برساند به كسى كه نشنيده باشد! پس بسا كسى كه علمى را فرا مىگيرد و عالم نيست، و بسا كسى كه علمى را ياد مىگيرد و مىرساند[٥] كه [آموزنده] بهتر از او ياد مىگيرد.
بعد از آن فرمود: سه چيز است كه هر گاه كسى از مسلمانان صاحب آن باشد، دل او خيانت نمىكند يا صاحب دشمنى و حِقد و انگيختن شر نمىباشد: يكى، خالص ساختن اعمال از براى خداى- عزَّ و جلَّ- كه غيرِ رضاى الهى در اعمال، مطلبى نداشته باشد. ديگر، خيرخواهى همه مسلمانان كه بدىاى نسبت به ايشان در دل نداشته باشد. ديگر، از جماعت مسلمانان جدايى نكردن و با ايشان متّفق بودن؛ زيرا كه دعوت مسلمانان، احاطه به ايشان نموده يا به جمعى كه بعد از ايشان مىآيند، احاطه كرده (مراد به دعوت مسلمانان، مىتواند بود كه تكليف اسلام باشد يا دعاى آن حضرت به جهت نجات و سعادت ايشان، و شفاعت او به جهت خلاصى ايشان از عذاب بوده باشد؛ يعنى چون در دعوت اسلام، همگى در حكم يك شخصاند و ميانه ايشان، تفاوتى
[١]. الف:« نشويد».