منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٤١ - شانزدهم دروغ
كردن، جاها را تاريك مىكند.
و [نيز] فرمود كه: در روى او خراشى خواهد بود و مردم، او را خواهند شناخت به نام و نسبش، و كسى كه شهادت حقّى بدهد از براى آن كه مال مسلمانى را زنده كند، در روز قيامت كه حاضر مىشود، رويش نورانى خواهد بود، به قدر آن كه چشم، كار كند و خلايق، او را به نام و نسب، خواهند شناخت.
بعد از آن، حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود كه: نمىبينى كه خداى تعالى مىفرمايد كه:
«وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ»[١]؛[٢] يعنى «اداى شهادت را از براى خدا بكنيد»؟
و فرمود در تفسير قول الهى كه فرموده: «وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ»،[٣] كه مراد، آن است كه كسى كه شهادت را كتمان مىكند، دلش كافر است.[٤] و در حديث مناهى نبى صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: كسى كه گواهى دروغ در باب يكى از مردمان بدهد، او را به زبانش مىآويزند با منافقين در دَرَك اسفَل، يعنى طبقه پايين جهنّم.[٥] و بدان كه كتمان شهادت، به حَسَب ظاهر، دو نوع مىتواند بود: يكى آن كه گواهى از كسى بطلبند، و داند و انكار كند و بگويد: من بر اين معنى، شاهد نيستم. و ديگر آن كه صاحب حق، محتاج به گواهى او باشد و نداند كه آن شخص در آن مطلب، شاهد است و او داند كه ايشان، گواه مىخواهند به جهتِ احياى حق، و اظهار نكند كه: «من، گواهى دارم».
و قِسم اوّل، داخل دروغ است و قِسم دوم، اگرچه داخل دروغ نيست؛ زيرا كه سخنى نگفته كه راست يا دروغ باشد؛ امّا نهى و وعيدى كه در باب كتمان شهادت وارد شده، شامل آن هست و كتمان شهادت، وقتى بد است كه باعث ظلم و ضرر مؤمنى شود. و همچنان كه اداى شهادت، واجب است، متحمّل شدن شهادت، يعنى گواه شدن در جايى كه او را گواه گيرند، واجب است، موافق آنچه از چند حديث، ظاهر مىشود. و ميانه علما در وجوب تحمّل شهادت، خلاف است و تفسير قول الهى كه فرموده: «وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا»،[٦] در حديث، بر اين وجه واقع شده كه بايد كه امتناع و ابا ننمايند كسانى كه مردم خواهند ايشان را گواه گيرند، از گواه شدن.[٧]
[١]. سوره طلاق، آيه ٢.