منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٣٥ - مذمّت بخل
بَيْتُكَ وَالضَّيْفُ ضَيْفُكَ وَلِكُلِّ ضَيْفٍ مِنْ مُضِيفِهِ قِرىً، فَاجْعَلْ قَرَاىَ مِنْكَ الْمَغْفِرَةَ!»؛ يعنى: اى صاحب خانه! خانه، خانه توست و مهمان، مهمان توست و هر مهمانى را از مهماندار، ضيافتى مىباشد. پس مهمانى مرا از كَرَم خود، آمرزش مقرّر ساز. پس حضرت امير المؤمنين عليه السلام به اصحاب خود گفت[١]: آيا مىشنويد سخن اعرابى را؟ گفتند: بلى. فرمود: خداى تعالى، كريمتر از آن است كه مهمان خود را رد كند.
پس شب دوم، اعرابى را ديد كه به همان رُكن چسبيده و مىگويد: «يا عَزِيزاً فِى عِزِّكَ فَلا أعَزَّ مِنْكَ فِى عِزِّكَ! أعِزَّنِى بِعِزِّ عِزِّكَ فِى عِزٍّ لايَعْلَمُ أحَدٌ كَيْفَ هُوَ، أتَوَجَّهُ إلَيْكَ وَ أتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ أعْطِنِى ما لايُعْطِينِى غَيْرُكَ وَاصْرِفْ عَنّى ما لايَصْرِفُهُ أحَدٌ غَيْرُكَ»؛ يعنى: اى آن كسى كه در مرتبه عزّتى كه لايق به توست، عزيزى، پس كسى عزيزتر از تو نيست در مرتبه عزّت تو! عزيز گردان مرا به عزّتِ عزّت خودت، به[٢] نوعى از عزّت كه كسى كيفيت آن را نداند. رو به جناب اقدس تو مىكنم و وسيله خود مىسازم آن حقّى را كه حضرت محمّد و آل او را- صلوات اللَّه عليهم- بر تو هست. عطا كن به من، آن چيزى را كه ديگرى به من عطا نمىكند، و بگردان از من، مكارهى چند را كه ديگرى از من نمىگرداند. پس حضرت امير المؤمنين، به اصحاب خود گفت[٣]:
واللَّه كه آنچه گفت، اسم اكبر خداى تعالى است به زبان سريانى كه حبيب من، رسول خدا صلى الله عليه و آله، مرا به آن خبر داده! سؤال نمود اعرابى، بهشت را از خداى تعالى، پس به او عطا فرمود. و سؤال كرد خلاصىِ از جهنّم را، و خداى تعالى، دفع كرد از او عذاب جهنّم را.
و چون شب سوم شد، اعرابى را ديد كه به همان رُكن، دست زده و مىگويد: «يا مَنْ لايَحْويهِ مَكانٌ وَ لايَخْلُوا مِنْهُ مَكانٌ بِلا[٤] كَيْفِيَّةٍ! كانَ ارْزُقِ الأعْرَابِىَّ أرْبَعَةَ الْفِ دِرْهَمٍ»؛ يعنى: اى آن كه احاطه نمىكند به او مكانى؛ زيرا كه او را مكان نمىباشد، و خالى نيست از او هيچ مكانى؛ زيرا كه علم و قدرت او به همه جا و همه چيز، احاطه كرده، و موجود است، بىآن كه او را چگونگى و كيفيتى باشد! عطا كن اعرابى را چهارهزار درهم.
پس حضرت امير المؤمنين عليه السلام پيش او آمد و گفت: اى اعرابى! از خداى تعالى سؤال كردى كه تو را به مغفرت خود، مهمانى كند، تو را ضيافت كرد، و بهشت [را] از او سؤال كردى، عطا فرمود، و سؤال كردى كه تو را از عذاب جهنّم، خلاصى دهد، آتش جهنّم را از تو صرف نمود، و در اين
[١]. ب:« فرمود».