منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٧٩ - ششم رغبت به عنايات و ثواب الهى
طلب حاجت است.
و[١] ديگر، رَهبت است، و آن، پهن كردن كفّ است و پشت دست را به آسمان كردن، و اين، در حالت خوف است.
ديگر، تعوّذ است، و آن، عبارت است از آن كه كف دستها را به طرف قبله كند و اين نيز نوعى است از خوف. و مراد از تضرّع در اين مقام، ممكن است كه معنى مذكور باشد و ممكن است كه مطلقِ خضوع باشد و سكوت از ساير اقسام، شايد كه قرينه[٢] اين معنى باشد.
[ششم: رغبت به عنايات و ثواب الهى]
ششم، رغبت نمودن در ثواب و عطاياى نامتناهى الهى است و مراد از آن، يا دعا و طلب جنّت و مراتب عاليه و سؤال حاجات دنيويه و رسيدن به سعادت است، يا سعى و اشتغال به اعمال خير و اقامت مراسم عبادت و لوازم بندگى است؛ زيرا كه رغبت در هر امرى، عبارت است از تحصيل اسباب آن امر. و شايد كه ذكر و دعا بعد از اين، مؤيّد اراده اين معنى بوده باشد و ظاهر كلام، بنا بر اين، مُشعر است به اين كه عبادت، به قصد رسيدن به ثواب و خلاصى از عِقاب، مُستحسن باشد.
و از ظاهر بسيارى از آيات و احاديث، چنين مستفاد مىشود و مشهور ميان علما، آن است كه عبادتى كه منظور در آن، محض رسيدن به ثواب و خلاصى از عِقاب باشد، صحيح نيست. و از كلام شيخ مفيد- عليه الرحمه- چنان ظاهر مىشود كه علماى شيعه- رضوان اللَّه عليهم- در اين مسئله اتّفاق دارند. و شايد كه جمعى كه قائلاند به فرق ميانه إجزا و قبول، چنين عبادتى را، مُجزى دانند و مقبول ندانند؛ يعنى فاعلش از عهده تكليف، بيرون آمده و قضا بر او لازم نيست، امّا مستحقّ ثواب نمىشود.
و محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: عبادتكنندگان، سه قِسم مىباشند: جمعى، عبادت الهى مىكنند از خوف عِقاب، و آن، عبادت بندههاست؛ و جمعى، عبادت الهى مىكنند براى طلب ثواب، و اين، عبادت آنهايى است كه ايشان را به اجرت گرفته باشند و بر عمل خود، مزد گيرند؛ و جمعى، عبادت الهى مىكنند از براى آن كه خداى- عزَّ و جلَّ- را دوست مىدارند، و اين، عبادت آنهايى است كه آزادند و بهترينِ عبادتهاست.[٣]
[١]. ب:-« و».