منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٢٧ - فضيلت شيعيان
موت فرمود كه: «دوستِ مرا از براى من، طلب كنيد». پس آن دو زن (يعنى عايشه دختر ابو بكر و حفصه دختر عمر بن الخطّاب)، كس[١] فرستادند و پدرهاى خود را حاضر كردند. چون حضرت را نظر بر ايشان افتاد، روى مبارك خود را از ايشان گردانيد. و فرمود كه: «دوست مرا براى من، طلب كنيد». پس باز، ايشان آمدند و حضرت، رو گردانيد.
ديگر فرمود: «دوست مرا از براى من، طلب كنيد». ايشان گفتند: ما را ديد و اگر مىخواست، با ما سخن مىگفت. پس عايشه و حفصه فرستادند و على بن ابى طالب عليه السلام را طلب نمودند. پس چون آن حضرت، حاضر شد، رو به او كرد و بر او چسبيد و مشغول سخن شد تا مدّتى. و بعد از فراغ ايشان، حضرت على بن ابى طالب عليه السلام را ديدند و پرسيدند كه: با تو چه مىگفت؟ حضرت فرمود كه: هزار باب از علم، تعليمِ من كرد كه هر درى، به هزار در، مفتوح مىشود.[٢] و از عمرو بن ابى المقدام روايت كرده كه گفت: از حضرت ابا جعفر صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
من و پدرم بيرون آمديم تا آن كه به مابين قبر و منبر آمديم. پدرم جمعى از شيعيان را ديد و بر ايشان، سلام كرد. بعد از آن فرمود: و اللَّه كه من، رياح و ارواح شما را دوست مىدارم! پس مرا مددكارى كنيد به وَرَع و سعى در عبادت. و بدانيد كه به ولايت ما نمىتوان رسيد، مگر به وَرَع و سعى در عبادت. و كسى از شما كه يكى از بندگان الهى را امام خود داند، بايد كه آنچه او مىكند، به جاى آورد. شماييد شيعه الهى و مددكار الهى، و شماييد سابقونِ اوّلون و سابقونِ آخرون، و سابقونِ در دنيا و سابقونِ در آخرت به سوى بهشت. و ما ضامنيم از براى شما بهشت را به ضمان خداى- عزَّ و جلَّ- و ضمان رسول صلى الله عليه و آله، و واللَّه كه بر درجه جنّت، پيش از شما طايفهاى[٣] نخواهد بود. پس بر يكديگر، پيشى گيريد در رغبت به درجات عاليه. شماييد مردان پاكيزه، و زنان شمايند زنان پاكيزه كه عبارت است از زنان مؤمنه وحوريان خوشچشم، و شماييد مؤمنان صدّيق.
و به تحقيق كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به قنبر فرمود كه: خوشحال باش و بشارت ده ديگران را و مسرور باش. واللَّه كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله وقت رحلت، بر امّت خود غضبناك بود، به غيرِ شيعيان! به تحقيق كه هر چيزى را عزّتى هست و عزّت اسلام، شيعياناند، و هر چيزى را رُكنى هست و ركن اسلام، شيعياناند، و هر چيزى را رفعتى هست و رفعت اسلام، شيعياناند، و هر چيز را شَرَفى هست و شرف اسلام، شيعياناند، و هر چيز را سيّدى هست و سيّدِ مجالس، مجالس شيعيان است، و هر چيز را پيشوايى هست و پيشواى زمين، زمينى است كه شيعيان در آن جا
[١]. ب:« كسى را».