منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١١٠ - فرق ميان خوف از خدا و ياس از رحمت الهى
و احتمال ديگر- چنانچه از بعضى احاديث ظاهر مىشود-، آن است كه خوف و رجا، عبارت از اميد و ترسِ صادق است و قنوط و اغترار، به معنى اميد و ترس كاذب است؛ يعنى اگر از ترس آثار و علاماتْ ظاهر شود و موجب اجتناب از قبايح شود، صاحبش در دعوى خوف، صادق خواهد بود و معنى خوف در حال او محقَّق خواهد، و اگر چنين نباشد، دعوىاش دروغ و خوفش بى اصل خواهد بود. چنانچه اگر كسى دعوى كند كه: «من از شير مىترسم» يا «از خودن زهر قاتل، انديشه دارم» و بعد آن كه شير يا كاسه زهر حاضر شود، بىباكانه با شير بازى كند و بر او سوار شود و بىتابانه از شربتِ زهر، نوش نمايد، همه عقلا حكم مىكنند به آن كه در دعوى خوف، كاذب است و اصلًا از اين دو چيز نمىترسد. و اگر وقتى كه نظرش بر شير افتد، گريزد و اگر او را به تكليف خواهند به او نزديك سازند، ابا و امتناع نمايد و بعد از ديدن كاسه زهر، آثار تنفّرِ طبيعت از او ظاهر و هويدا باشد، تصديقش مىنمايند و خائفش مىنامند.
و در باب اميد، اگر كسى دعوىاش مقارن شواهد و آثار باشد[١]، مثل آن كه گويد: «از پادشاه، اميد جايزه و عطا دارم» و «از مزروع خود، اميد حاصل» يا «از تجارت [خود]، توقّع نفع دارم»، و به مراسم خدمت پادشاه، چنانچه دَأب چاكران و طالبانِ قرب و عطاست، قيام نمايد و لوازمِ تربيت مزروع را از آب دادن به وقت و حفظ از مخرّب و ساير مفسدات و آنچه معهود ميانه زارعان است، به جا آورد، و در تجارت، به قانون تجّار عمل نمايد، صاحب اميد و صادقش مىدانند و اگر چنين نباشد، دروغگو و مأيوسش مىخوانند. پس كسى كه دعوىِ خوف از عذاب اليم و اميد به فضل عميم نمايد، چگونه با ارتكاب مناهى و قبايح، و اعراض از لوازم بندگى و ترك عبادات، صادق تواند بود و عاقلى، اطلاق لفظ «راجى» و «خائف» بر او خواهد نمود؟! و اين معنى از كلام حضرت امير المؤمنين على عليه السلام كه در باب دروغ مذكور شد، ظاهر بود.
و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه به آن حضرت گفتند كه: جمعى از شيعيان شما، مرتكب معاصى مىشوند و مىگويند كه: ما اميد داريم. فرمود كه: دروغ مىگويند.
اين جماعت، شيعه ما نيستند. اين طايفه، تابع آرزوهاى خودند. كسى كه اميد چيزى مىدارد، در تحصيل آن سعى مىكند، و كسى كه از چيزى مىترسد، از آن مىگريزد.[٢] و قريب به اين مضمون، حديثى ديگر روايت كرده.
[١]. الف:-« تصديقش مىنمايند و خائفش مىنامند. و در باب اميد، اگر كسى دعوىاش مقارن شواهد و آثار باشد».