منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٧٩ - ب معناى اصطلاحى
جماعت، اشعار مىخوانند به نغمه و كسى منع نمىكند. و كاش جمعى كه مرتكب اين مناهى مىشوند، اعتقاد نداشته باشند كه اينها عبادت است؛ زيرا كه در آن صورت، آنچه كنند، همين فسق خواهد بود و در صورت اعتقاد [به] عبادت [بودن آن]، موافق آنچه از احاديث سابق كه در باب شرك مذكور شد، ظاهر مىشود، در مرتبه شرك است. و جمعى از فسّاق كه غنا و ساز گوش مىكنند، چنان نيست كه آن را عبادت و موجب قرب خداى تعالى دانند، و كسى كه از براى خداى مرتكب آنها نشود، با او دشمن شوند. پس، از اين جهت، قباحتِ فعل آنها مثل جمعى نخواهد بود كه بدعت را مُستحسن شمارند و با هر كه موافقت نمايد، با ايشان دوست شوند و با ديگران، دشمن. و اگر چه امثال اين سخنان به گوش جمعى كه عادت به متابعتِ هواهاى نفسانى كردهاند، بد مىآيد؛ امّا مطلب، اظهار حقّ است و كسى كه نخواهد، گوش نكند.
مجملًا در معنى غنا، فرقى ميانه شعر خواندن و قرآن خواندن و ذكر كردن نيست، چنانچه علما و اهل لغت، تصريح نمودهاند، و در هر جا كه معنى غنا تحقّق يافت، حكم حرمت، جارى است.
و آن كه جمعى مىگويند كه ما نمىدانيم كه: «معنى غنا كدام است؟» و «تا حرمت آنچه مىشنويم، ظاهر نشود، بنا بر آن كه اصل در اشيا، اباحت است، جايز است گوش كردن»، كلامى است باطل؛ زيرا كه دانستن چيزهايى كه در شرع، امر به آن شده باشد يا از آن، نهى فرموده باشند، طريقى دارد و چنان نيست كه خداى تعالى، بندگان خود را در حيرت گذاشته باشد.
و طريق دانستنِ معنى لفظى كه مأمور بِه يا منهىٌ عنه باشد، آن است كه رجوع كنند به آيات و احاديث. اگر از آن جا معلوم شود كه آن لفظ، چه معنىاى دارد، متابعت بايد نمود و اگر ظاهر نشود، اوّلًا رجوع به عرف بايد كرد يا به لغت عرب، بنا بر خلافى كه در اين باب كردهاند، و هر گاه معلوم شود، به مقتضاى آن عمل بايد نمود و كسى كه خود نتواند از عرف و لغت، معنى لفظ را معلوم كرد، مىبايد كه رجوع كند به قول جمعى كه محلّ اعتماد باشند و معانى الفاظ را دانند. و طريقه اكثر علما آن است كه اعتماد مىنمايند بر قول هل لغت، هر چند مخالف مذهب باشند و در جايى كه صاحب صحاح يا مثل او، معنى لغتى را بيان كرده باشند، اعتبار مىنمايند، و اگر همه متفّق باشند، كسى را شكّى نمىماند.
و در بيان معنى غنا- چنانچه قبل از اين مذكور شد-، اهل لغت اتّفاق دارند كه مدّ صوت با ترجيع و اطراب، غناست و فقها، چنانچه دانستى، با وجود آن كه در اكثر جاها دَأب ايشان نيست كه الفاظ را تفسير كنند، لفظ غنا را تفسير كردهاند و كسى كه اعتقاد به دين داشته باشد، نگفته كه