منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٩٥ - ٣ علاج تكبّر
خواهند انداخت و هيچ چيز، او را نگاه نمىدارد تا وقتى كه به قعر جهنّم رود. گفتند: يا رسول اللَّه! چگونه است بنا كردن از براى ريا و سُمْعه؟ فرمود: آن است كه زياده بر قدرى كه او را كافى باشد، بنايى گذارد، از براى آن كه بر همسايگان، ترفّع و زيادتى كند و بر برادران خود، مباهات كند.[١]
[٣. علاج تكبّر]
و از جمله معالجات تكبّر، تفكّر در بدى و سوء عاقبت كبر و خودبينى است- چنانچه از احاديث، ظاهر شد- و دانستن اين معنى كه تكبّر، نقيض مطلب آدمى نتيجه مىدهد و مُورِث مذلّت و خوارى است؛ زيرا كه كسى كه منازعه با خداوند عالميان مىكند، خداى تعالى، او را خوار و بىمقدار مىكند و از عهده عذاب سَقَر كه از يك نفسش جهنّم مىسوزد، بيرون نمىتواند آمد و از محشور شدن به قدر مورچه و پامال شدن در صحراى محشر، آزار بسيار مىكِشد.
ديگر، فكر كردن در اصل و حالات خود كه از نطفه نجس، مخلوق شده و از راه بول به دنيا آمده و در دنيا، هميشه حامل نجاسات و قاذورات بوده و آخرش جيفه گنديده و استخوانى پوسيده خواهد بود و در مدّت حيات، هرگز از انواع احتياج و تفرّق احوال، خالى نيست. و چنان كه در متكبّران غالب و شايع است، كه از كمالات و قابليّات خالى و عارى مىباشند، تكبّر ايشان از قبيل عشوه عروسِ قبيح المنظر و نازيباست. و تدبّر كردن در اين معنى كه آنچه خود مىكنند وقتى كه از ديگرى[٢] ببينند، يا خود را از دور مطالعه نمايند و رفتار و حركات را به نظر انصاف ملاحظه نمايند، آيا خوشآينده و گواراست، يا در نظر عقل صحيح، كريه و قبيح است؟
ديگر، متوسّل شدن به جناب اقدس الهى و مرتكب امورى شدن كه نخوت را از دِماغ بيرون مىكند، مانند: پايين نشستن در مجالس، و همنشينى كردن با فقرا، و دورى از صحبت اغنيا، و با خادم خود چيزى خوردن، و پينه بر جامه زدن، و بر خر سوار شدن و كسى را رديف خود ساختن، و توشه و متاع خود را خود برداشتن. و اين معانى، در احاديث متعدّده وارد شده.
اميد كه خداى- عزَّ و جلَّ-، همگى بندگان خود را بر جاده بندگى و طريقه شكستگى، مستقيم بدارد و از متابعتِ نفس امّاره و پيروى شيطان دور داشته، از مستى غفلت و خواب غرور، هشيار و بيدار سازد.
[١]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١١، ح ٤٩٦٨.