منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٨٢ - پاسخ طعنه هاى بى اساس
مگر جمعى كه مكرّر بر سبيل ندرت، اسم اهل بيت عليهم السلام بر گوش ايشان خورده باشد و از مواليان و محبّان جمعى باشند كه از روى غلبه و تظاهر بر جاى موروثى ايشان، نشسته باشند و ظاهرِ حال، آن باشد كه حال خود را از اين جماعت، مخفى دارند. به ما فِى الضمير، ايشان از خواصّ و نزديكان، اعرف و داناتر باشند و بعينه، اين دعوى، از آن قبيل است كه حنفى گويد كه:
«شافعى، صاحب مذهب نبود و مقلّد ابو حنيفه بود» و مالكى گويد: «ابو حنفيه، تابعِ مالك بود» و شيعه گويد: «ابو بكر و عمر، هرگز دعوى خلافت نمىكردند» و على هذا القياس.
و كسى كه فى الجمله، اطّلاعى بر كلمات حضرت امير المومنين عليه السلام در باب شكايت و تظلّم از خلفا، و [نيز] بر احاديثى كه از ائمّه اهل بيت عليهم السلام به طُرُق متكثّره روايت شده، داشته باشد و از حيا، نصيبى بُرده باشد، در مقام چنين دعاوى باطل در نمىآيد.
و از كلمات تظلّم آن حضرت به روايت عامّه و خاصّه، در مقدّمه شرح خطبه «شقشقيه»، از احاديث اهل بيت عليهم السلام، از كتاب حدائق الحقائق، به قدرى كه امثال اين خيالات باطله را مجالى نماند، ذكر كردهايم.
و امّا آن كه گفتهاند كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بر شيخين سلام مىكرد، استبعادى ندارد و دلالت بر محبّت نمىكند، چنانچه جميع شيعيان، با آن كه طريقه و دَأب ايشان معلوم است، در سلامِ ظاهرى، مضايقه نمىكنند و خدا داند كه چه قصد مىكنند و به لفظِ سلام، كه را مخاطب مىسازند و مبالغه ايشان در باب تقيّه، زياده از آن است كه اين امور، مستبعد نمايد؛ اگر چه نقل سلام ايشان را هم به طريقى غير از آنچه مدّعيان ذكر كردهاند، نديدهايم.
و حكايت عهد مأمون، به دستور، افاده مطلبى نمىكند و ظاهر است كه ائمّه عليهم السلام توقير پادشاهان جور، از روى تقيّه مىفرمودهاند و اين معنى، فايدهاى به حال ابو بكر و عمر نمىكند، و قصّه آل بنى كاكُله كه ذكر كرده، عجيبترينِ مستندهاست و از بعضى مسموع شده كه آل بنى كاكُله، در مشارق و مغارب ارض نمىباشند! و صاحب قاموس با آن كه قبايل جنّ و انس، بلكه معدومات ثابته را ذكر مىكند، از ذكر اين قبيله، غافل شده و مادّه اين كلمه را هيچ كس از اهل لغت، ذكر نكرده و بر تقدير وجود «آل بنى كاكُله» مهمل است و نوشته امرى است معهود كه مجرّد دعوى را اعتبارى نمىباشد. و از آن كه آل بنى كاكله، به جهت آن كه هر سال، مبلغى خواهند بگيرند، نوشتهاى به خطّ كوفى، مثل دستاويزِ گدايان، ظاهر سازند، مطلبى ثابت نمىشود و به چنين ريسمان پوسيدهاى به چاه ويل رفتن، از مردى كه معتقدان، او را محقّق نامند، خوش