منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٨٥ - احترام به دانشمندان
من، از مخالفان ضررى به آن حضرت رسد.
و بعد از آن، بيمارىاى سبُك، عارض آن حضرت شد و مردم، او را عيادت كردند. من به على بن عبيد اللَّه گفتم كه: الحال، وقت رفتن به خدمت آن حضرت است. پس او به خدمت آن حضرت آمد و حضرت، او را تكريمِ بسيار فرمود و او بسيار خشنود شد. بعد از آن، او را بيمارى عارض شد و حضرت، او را عيادت فرمود و من در خدمت او بود. پس نشست تا وقتى كه همه كس بيرون رفتند و بعد از آن، كنيزى كه آزاد كرده ما و در آن خانه بود، مرا خبر داد كه امّ سلمه، زن على بن عبيد اللَّه، در پسِ پرده، مشاهده آن حضرت مىكرد. و چون بيرون رفت، امّ سلمه، از پس پرده بيرون آمده، خود را بر روى زمينى كه آن حضرت نشسته بود، انداخت و آن موضع را مىبوسيد و اعضاى خود را از روى تبرّك بر آن جا مىماليد. و بعد از آن، من به نزد على بن عبيد اللَّه آمدم و او نيز اين صورت را حكايت كرد. پس من به خدمت آن حضرت آمدم و اين معنى را عرض نمودم. فرمود كه: اى سليمان! فرزندان على و فاطمه عليهما السلام را هرگاه خداى تعالى توفيقِ تشيّع بدهد، مثل ساير مردم نيستند.[١] و از اين دو حديث، ظاهر مىشود كه سادات را نوع امتيازى در درگاه الهى هست و به قدر آن امتياز، رعايت ايشان لازم است، خصوصاً بر جمعى كه از جمله سادات نباشند.
[احترام به دانشمندان]
و در فضل علما، اخبارِ بسيار است. از آن جمله، روايت نموده محمّد بن يعقوب رضى الله عنه از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام كه فرمود: عالمى كه مردم به علم او مُنتفع شوند، بهتر است از هفتاد هزار عابد.[٢] و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: كسى كه راهى [را] برود به جهت طلب علمى، خداى تعالى، او را به راهى مىبرد كه به بهشت، منتهى شود. و به درستى كه ملائكه، پرهاى خود را از براى طالب مىگسترانند از روى رضا يا از جهت خشنودى به علم و از براى او طلبِ مغفرت مىكنند آنها كه در آسمان و آنها كه در زميناند، حتّى ماهى دريا.
و زيادتىِ عالم بر عابد، مثل زيادتىِ قمر است بر ساير ستارگان در شب چهارده. و به درستى كه علما، ورثه پيغمبراناند و از پيغمبران، دينار و درهم، ميراث نمانده؛ وليكن ميراث علم از ايشان مانده. پس كسى كه از علم، چيزى اخذ نموده، ميراثى كامل برده است.[٣]
[١]. رجال الكشّى، ج ٢، ص ٨٥٧، ش ١١٠٩.