منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٨٨ - الف روايات دالّ بر جواز غنا در قرائت قرآن
مجملًا، اين حديث، ضعيف است و حديث دوم، از احاديث شيعه نيست و اين دو حديث، اگرچه خاصّاند؛ امّا از جهت ضعف و موافقتِ مذهب عامّه، معارضه با احاديثى كه مذكور شد، نمىتوانند كرد. و احاديث سابقه، اگرچه مِن حيث السند، صحيح نيست؛ امّا صحيح و معتبر در ميان آنها بسيار است و كثرتشان در مرتبه تواتر است و مخالفت با مذهب عامّه دارند و آن نيز از وجوه ترجيح است- چنانچه إن شاء اللَّه تعالى مذكور مىشود- و لهذا جمعى از علما، حُدا را نيز تجويز نكردهاند.
و ديگر از جمله افراد غنا، مرثيه حضرت امام حسين عليه السلام را شيخ على رحمه الله استثنا نموده و مستند[١] صريح در اين باب، به نظر نرسيده و شايد مفهوم بعضى اخبار، فى الجمله، دلالتى بر اين معنى داشته باشد و به غيرِ او از علما، قائلى ظاهراً ندارد.
[اخبارى كه در جواز غنا وارد شده]
[الف: روايات دالّ بر جواز غنا در قرائت قرآن]
و امّا اخبارى كه به حَسب ظاهر، معارض احاديث حرمت غناست، از آن جمله، بعضى مخصوص قرائت قرآن است و بعضى، مطلق است.
امّا آنچه مخصوص به قرائت قرآن است، يكى حديثى است كه كلينى رحمه الله روايت كرده از ابو بصير كه گفت: به حضرت امام محمّد باقر عليه السلام گفتم كه: هر گاه قرآن مىخوانم و آواز خود را بلند مىكنم، شيطان، نزد من مىآيد و مىگويد كه: تو خودنمايى مىكنى به قرائت قرآن پيش اهلت و پيش مردم. حضرت فرمود كه: يا ابا محمّد! قرآن بخوان، خواندنى ميانه دو خواندن. به اهلت بشنوان و ترجيع كن به قرآن، آواز خود را؛ زيرا كه خداى تعالى، دوست مىدارد آواز خوب را كه ترجيع كنند در آن، ترجيع كردنى.[٢] و اين حديث از حيثيت دلالت، اقوى از باقىِ اخبارى است كه غناشنوندگان، به آنها مستند مىشوند و جمعى از ايشان مىگويند كه: ما طريقه اخبارييّن داريم و به اين حديث و آنچه مؤيّد اين باشد، ما را جايز است عمل كردن؛ زيرا كه در بعضى روايات، وارد شده كه: هر گاه دو حديث متعارض به شما رسد، به هر كدام كه خواهيد، از باب تسليم، عمل مىتوانيد كرد.[٣] و مىگويند كه
[١]. ب و ج:« مستندى».