منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢١٨ - سى ام يارى كردن ظالمان
غير آنچه داشتند، چيزى ديگر به دست ايشان نمىآمد. پس آن مرد گفت: فداى تو شوم! آيا مرا از آنچه كردهام، راه خلاصى هست؟ حضرت فرمود كه: اگر از براى تو بگويم، عمل مىكنى؟ گفت:
مىكنم. فرمود كه: بگذر از جميعِ آنچه در ديوان ايشان به دست آوردهاى. پس هر كس از صاحبان حق را كه بشناسى، حقّ ايشان را به ايشان، باز ده و هر كدام را[١] نشناسى، آنچه گرفتهاى، تصدّق كن تا من ضامن شوم كه خداى تعالى، تو را به بهشت برَد.
على بن حمزه مىگويد كه: آن جوان، مدّتى سر به زير انداخت و بعد از آن گفت: فداى تو شوم! مىكنم آنچه فرمودى. پس همراه ما به كوفه آمد و هر چه داشت، به نوعى كه آن حضرت فرموده بود، به صاحبان[٢] داد و تصدّق نمود، حتّى رختها [يى را] كه پوشيده بود. پس من از اصحاب خود، به جهت او چيزى گرفتم و رختِ پوشيدنى به جهت او خريديم و خرجى از براى او فرستاديم. و چون چند ماهى بر اين گذشت، بيمار شد و در اثناى بيمارى، عيادت او مىكرديم.
روزى به عيادت او رفتم. ديدم كه در حالت نَزْع است. پس چشم باز كرد و گفت: اى على بن ابى حمزه! واللَّه كه صاحب تو وفا كرد از براى من به آنچه شرط كرده بود! و بعد از آن، وفات يافت.
پس او را تجهيز و تكفين كرديم و بعد از آن، از كوفه بيرون آمدم و به خدمت آن حضرت آمدم و چون مرا ديد، فرمود كه: اى على! واللَّه كه وفا كرديم به شرطى كه با صاحب[٣] تو كرده بوديم. گفتم:
فداى تو شوم! راست مىگويى. او در وقت مُردن، به من چنين گفت.[٤] و بدان كه علما ذكر كردهاند كه هر گاه ظَلَمه و عُمّال [آنها]، چيزى به كسى دهند و خصوص، آن مال را نداند كه از كسى غصب كردهاند، گرفتن آن جايز است، و اين معنى از احاديث، ظاهر مىشود؛ ليكن از اين جا لازم نمىآيد كه ميل به ايشان و فروتنى پيش ايشان از براى طمع، جايز باشد؛ بلكه از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه فروتنى پيش اغنيا، مطلقاً، خواه از جمله ظَلَمه باشند و خواه نباشند، بد است. و سيّد رضى رضى الله عنه در كتاب نهج البلاغة، از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه فرمود: كسى كه پيش مردى غنى آيد و از براى توانگرىِ او، تواضع و فروتنى نمايد، دو ثلثِ دين او مىرود.[٥] و بدترين افرادِ معاونتِ ظَلَمه، معاونت ايشان در ظلم است، خصوصاً هر گاه آن ظالم از
[١]. الف و ج:-« را».