منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢١٦ - سى ام يارى كردن ظالمان
كند و به او چيزى بدهد.[١] و از آن حضرت، روايت كرده كه مردى از اصحاب به آن حضرت گفت كه: بعضى از ما را گاه هست كه تنگى يا شدّتى مىرسد. پس او را مىطلبند به آن كه بنايى از براىِ ايشان بگذارد يا نهرى بكَنَد يا كار زراعت بكند. پس در اين باب، چه مىفرماييد؟ حضرت فرمود كه: دوست نمىدارم كه يك گِرِه از براى ايشان بزنم يا سرِ خيك يا[٢] كيسهاى از براى ايشان ببندم و اگرچه مدينه را و آنچه در آن هست، به من دهند. و دوست نمىدارم كه به يك مدّ قلم، مددِ ايشان كنم. به درستى كه مددكارانِ ظالمان، روز قيامت، در سراپردهاى از آتش خواهند بود تا وقتى كه خداى تعالى، ميانه بندگان خود، حكم كند.[٣] و از محمّد بن عذافر روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه به [پدرش] عذافر فرمود كه: يا عذافر! به من خبر رسيده كه تو معامله مىكنى با ابو ايّوب و ربيع. پس حال تو چون خواهد بود در آن وقتى كه اعوان ظَلَمه را ندا كنند؟ پس پدرم محزون و مغموم شد. پس آن حضرت، چون ديد تألّم او را، فرمود كه: اى عذافر! به درستى كه نترسانيدم تو را، مگر به آنچه خداى- عزَّ و جلَّ- مرا ترسانيده. پس پدرم هميشه مغموم و محزوم بود تا وقتى كه مُرد.[٤] و از اين دو حديث، ظاهر مىشود كه به جهت ظَلَمه كار كردن و معامله با ايشان نمودن، از جمله معاونت ظَلَمه است.
و شيخ طوسى رحمه الله از يونس بن يعقوب روايت كرده كه گفت: حضرت امام صادق عليه السلام به من فرمود كه: اعانت مكن ايشان را در ساختن مسجد.[٥] و آنچه بعضى از فقها ذكر كردهاند كه حرمت اعانت ظَلَمه، مخصوص به كارهاى حرام است، به حَسَب ظاهر، وجهى ندارد و حديث يونس بن يعقوب، اگرچه ممكن است كه مخصوص بنى اميّه و امثال ايشان باشد؛ امّا احاديث سابقه و غير آنها همه ظَلَمه را شامل است. و اخبار در مذمّت مطلق ميل به ظَلَمه و انتفاع از ايشان و فروتنى نمودن از جهت طمعْ پيش ايشان و بودن در ميان ايشان، بسيار وارد شده. و از آن جمله، كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: بر خداى- عزَّ و جلَّ- لازم است كه شما را با آن جماعتى محشور سازد كه از دنياى ايشان،
[١]. الكافى، ج ٥، ص ١٠٨ و ١٠٩، ح ١٢.