منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٦٩ - نهى از تكبّر
[
نهى از تكبّر
]
وَ إيَّاكُمْ وَ الْعَظَمَةَ و الْكِبْرَ؛ فَإنَّ الْكِبْرَ رِدَاءُ اللَّهُ- عزَّ و جلَّ-، فَمَنْ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَهُ قَصَمَهُ اللَّهُ وَ أذَلَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
و پرهيز نماييد از بزرگى و تكبّر؛ زيرا كه تكبّر، مخصوص خداى- عزَّ و جلَّ- است (، مانند رداى هر كس كه مخصوص اوست). پس كسى كه نزاع كند با خداى- عزَّ و جلَّ- و[١] در باب چيزى كه مانند رداى شخص، مخصوص اوست، خداى تعالى، مىشكند او را و ذليل و خوار مىسازد در روز قيامت.
بدان كه تكبّر، از قبايح اوصاف ذميمه است و در مبحث كبائر، مذكور شد كه به كار بردن تكبّر، از جمله گناهان كبيره است.
و تكبّر، در احاديث به چند معنى استعمال شده و بعضى از بعضى بدتر است. و بدترين انواع تكبّر، سركشى از متابعت حقّ است و اين، معنى مادّه كفر و طغيان است.
ديگر، خود را بهتر دانستن و زيادتى كردن بر مؤمنان به سبب اصل و نَسَب يا اعتبار و منصب يا[٢] توانگرى و مثال اين امور است. و مفاسد تكبّر، بسيار[٣] و احاديث در مذمّت آن، بىشمار است[٤]. و از جمله آنها خطبه قاصعه حضرت امير المؤمنين عليه السلام است كه اهل كوفه را به آن خطبه، موعظه و تحذير فرمود، و سببش آن بود كه چون قبايل مختلفه از عرب، در كوفه جمع شده بودند و از راه مفاخرتى كه در ميان قبايل مىباشد، شايع شده بود كه مردى از پيش قبيلهاى مىگذشت و به آواز بلند، سخنى مىگفت كه ايشان را به حركت آورَد، و[٥] يكى از اهل آن قبيله نيز فريادى مىكرد و مردم از دو طرف جمع شده، فتنه و نزاع بر پاى مىكردند، چنانچه در بسيارى از بلاد، اهل محلها با يكديگر محاربه و منازعه مىكنند، پس روزى آن حضرت، بر شتر سوار شده، در موضعى كه جمعى از ايشان حاضر بودند، فرمود كه: حمد، مر خداوندى را كه عزّت و كبريا را لباس خود ساخته و اين دو صفت را از براى خود، نه از براى خلق[٦] اختيار نموده و بر ديگران، قُرُق فرموده و از براى جلال خود، برگزيده، و لعنت خود را مقرّر ساخته از براى كسى كه از جمله بندگان او در اين دو چيز با او منازعه كند. و بعد از آن به اين معنى، ملائكه مقرّبين خود را آزمايش
[١]. ب و ج:-« و».