منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٧١ - نهى از تكبّر
آخرت. پس چنين عبادتى را خداى تعالى، باطل شمرد، به سبب تكبّر يك ساعت. پس كيست كه بعد از آنچه با شيطان شد، در درگاه الهى، صاحب معصيتِ او باشد و سالم بماند؟! و چنان نيست كه سالم بماند؛ زيرا كه خداى تعالى، داخل بهشت نمىكند انسانى را كه صاحب خصلتى باشد كه به سبب آن خصلتْ، مَلَكى را از آن جا بيرون كرد. به درستى كه حكم الهى در باب اهل آسمان و زمين، يكى است و خداى تعالى، هيچيك از خلق را رخصت نداده كه چيزى را[١] كه بر همه عالميان قُرُق فرموده، بر خود مباح سازد. پس حذر كنيد از دشمنىِ خداى تعالى، كه شما را به درد خود گرفتار كند و به سوار و پياده خود، شما را از جا بر آرَد!
بعد از آن فرمود كه: فرو نشانيد آتشهاى عصبيّت و كينههاى جاهليت را كه در دلهاى شما پنهان است؛ زيرا كه اين حمّيت در اهل اسلام، از خيالاتى مىباشد كه شيطان، در خاطر مىاندازد و از نخوتها و فسادها و آنچه در آدمى مىدَمَد، حاصل مىشود. و قصد آن كنيد كه خاكسارى را بر سرِ خود جاى دهيد و عزّت را پاىْمال سازيد و طوق تكبّر را از گردن خود برداريد و تواضع را سرحدّى قرار دهيد كه ميانه شما و دشمن شما- كه عبارت از شيطان و لشكرهاى اوست-، فاصِله باشد؛ زيرا كه شيطان از هر طايفه، لشكرها و مددكاران و سواران و پيادهها[٢] دارد. و مثل آن كسى مباشيد كه با برادر خود كه از يك مادر بودند (يعنى قابيل)، تكبّر ورزيد، بىآن كه خداى تعالى، او را زيادتى داده باشد. و تكبّرش سببى نداشت، سواى بزرگىاى كه از جهت حسد، عارض او شده بود و حميّت در دل او، آتشِ غضب افروخته بود و شيطان در دماغ او، رايحه تكبّرى دميده بود كه عاقبتش پشيمانى بود و گناه جمعى را كه خونهاى ناحق تا روز قيامت مىكنند، بر گردن او لازم گردانيد.
بعد از آن فرمود كه: اگر خداى تعالى، كسى را رخصت تكبّر مىداد، هر آينه، پيغمبران خاصّ خود را مرخّص مىساخت و چنين نكرد؛ بلكه تكبّر را در نظر ايشان، قبيح ساخت و تواضع و فروتنى را به ايشان پسنديد. پس ايشان، خدّ خود (يعنى طرفِ رو) را به زمين گذاشتند و روهاى خود را بر خاك ماليدند و خَفض جناح و حُسن خُلق نسبت به مؤمنين به جاى[٣] آوردند. و در نظرها، جماعتى ضعيف مىنمودند و خداى تعالى، ايشان را به گرسنگى آزمايش فرمود و به مشقّت، مبتلا ساخت و به ترسها امتحان نمود و به آزارها[٤]، ظاهر گردانيد. پس رضا و غضب الهى
[١]. ب:-« را».