منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٦٥ - لزوم دوستى با مسلمانان مستمند و پرهيز از تحقير آنان
[
لزوم دوستى با مسلمانان مستمند و پرهيز از تحقير آنان
]
وَ عَلَيْكُمْ بِحُبِّ الْمَسَاكِينِ[١] الْمُسْلِمِينَ؛ فَإنَّهُ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَكَبَّرَ عَلَيْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دِينِ اللَّهِ، و اللَّهُ لَهُ حَاقِرٌ وَ مَاقِتٌ، وَ قَدْ قَالَ أبونَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: أمَرَنِى رَبِّى بِحُبِّ الْمَسَاكِينِ الْمُسْلِمِينَ.
وَ اعْلَمُوا أنَّهُ مَنْ حَقَّرَ أحَداً مِنَ الْمُسْلِمِينَ ألْقَى اللَّهُ عَلَيهِ الْمَقْتَ مِنْهُ وَ الْمَحَقَرَةَ حَتَّى يَمْقُتَهُ النَّاسُ، وَ اللَّهُ لَهُ أشَدُّ مَقْتَاً.
فَاتَّقُوا اللَّهَ فِى إخْوَانِكُمُ الْمَساكِينِ الْمُسْلِمِينَ؛ فَإنَّ لَهُمْ عَلَيْكُمْ حَقّاً أنْ تُحِبُّوهُمْ؛ فَإنَّ اللَّهَ أمَرَ رَسُولَهُ صلى الله عليه و آله بِحُبِّهِمْ، فَمَنْ لَمْ يُحِبَّ مَنْ أمَرَ اللَّهُ بِحُبِّهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَاتَ عَلَى ذَلِكَ مَاتَ وَ هُوَ مِنَ الغَاوِينَ.
و بر شما باد به دوست داشتن فقراى مسلمانان؛ زيرا كه كسى كه فقراى مسلمانان را حقير و خُرد شمارد و بر ايشان، تكبّر و بزرگى كند، از دين الهى لغزيده است و خداى تعالى، او را حقير مىشمارد و دشمن مىدارد. و به تحقيق كه پدر ما حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه: خداوند من، مرا امر كرده به دوستى مساكين مسلمانان. و بدانيد كه كسى كه حقير مىشمارد يكى از مسلمانان را، خداى تعالى بر او مىاندازد غضب خود را و حقير مىسازد او را تا آن كه مردم، او را دشمن دارند. و غضب و دشمنى خداى تعالى، مر او را سختتر است از دشمنىِ مردم. پس، از خداى تعالى حذر كنيد در باب برادران مسلمان خود كه فقير باشند؛ زيرا كه ايشان بر شما حقّى دارند و آن، دوست داشتن ايشان است؛ زيرا كه خداى تعالى، رسول خود را صلى الله عليه و آله امر كرده به دوستىِ ايشان. پس كسى كه دوست ندارد كسى را كه خداى- عزَّ و جلَّ- امر به دوستىِ او فرموده باشد، خدا و رسول را اطاعت نكرده، و كسى كه عصيانِ خدا و رسول كند و بر آن حال بميرد، از جمله گمراهان خواهد بود.
بدان كه در معنى فقير و مسكين، اختلاف كردهاند كه آيا فقير، آن است كه پريشانى او بيشتر باشد يا مسكين. و هر دو در اين معنى شريكاند كه قوتِ يكساله خود و عيال خود را نداشته باشند و كسى [را] نداشته باشند كه قوتِ ايشان را كافى باشد.
[١]. ب:+« و».