منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٧٩ - ب احاديث
و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود به معلّى بن خُنَيس كه: يا معلّى! امر ما را پنهان دار و افشا مكن؛ زيرا كه كسى كه پنهان سازد امر ما را و افشا نكند، خداى تعالى، او را عزيز مىگرداند در دنيا و امر ما را نورى مىگردانَد پيشِ روى او در قيامت كه قائد و راهبر او باشد تا بهشت.
يا معلّى! كسى كه افشا مىكند امر ما را و كتمان نمىكند، ذليل مىسازد خداى تعالى، او را به آن امر، و سلب مىكند نور را و زايل مىسازد از برابر او، و آن را ظلمت و تاريكى مىسازد كه ببرد او را به جهنّم.
يا معلّى! به درستى كه تقيّه، از جمله دين من و دينِ پدران من است و كسى كه تقيّه ندارد، دين ندارد.
يا معلّى! به درستى كه خداى تعالى، دوست مىدارد كه بپرستند او را پوشيده و پنهان، چنانچه دوست مىدارد كه بپرستند او را به ظاهر و علانيه.
يا معلّى! به درستى كه كسى كه افشا مىكند امر ما را، مثل كسى است كه امر ما را انكار مىكند.[١] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: نفس كشيدن كسى كه به جهتِ ما در غم[٢] و اندوه باشد و از ظلمى كه بر ما شده، غمگين باشد، تسبيح الهى است و اندوهش، بندگى خداست و پوشيدنِ او سرّ ما را، جهاد فى سبيل اللَّه است.[٣] و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه عبد اللَّه بن عطا به آن حضرت گفت كه: دو كس از اهل كوفه را گرفتند و به ايشان گفتند: بيزار شويد از على بن ابى طالب عليه السلام. پس يكى اظهار برائت كرد و ديگرى ابا و امتناع نمود. آن يكى [را] كه اظهار [برائت] كرد، رها كردند و آن ديگرى را بكُشتند. فرمود: امّا آن كه اظهار برائت كرد، در دين خود، فقيه و عالم بوده، و آن كه نكرده، تعجيل در رفتن بهشت كرده.[٤] و ابن بابويه رحمه الله در كتاب معانى الأخبار، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود به سفيان بن سعيد كه: يا سفيان! بر تو باد تقيّه؛ زيرا كه تقيّه، سنّت ابراهيم خليل عليه السلام است و خداى تعالى به موسى و هارون عليهما السلام فرمود كه: «اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى* فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى»[٥] به ايشان فرمود كه: او را به كُنيه نام بريد (چون كسى را كه تعظيم مىكنند، او
[١]. همان، ص ٢٢٣ و ٢٢٤، ح ٨.