منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٥٥ - صبر و رضا به قضاى الهى
[
صبر و رضا به قضاى الهى
]
وَ لَنْ يُنَالَ شَىءٌ مِنَ الْخَيْرِ عِنْدَ اللَّهِ إلّابِطَاعَتِهِ وَ الصَّبْرِ وَ الرِّضَا؛ لأِنَّ الصَبْرَ وَ الرِّضَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ.
وَ اعْلَمُوا أنَّهُ لَنْ يُؤمِنَ عَبْدٌ مِنْ عَبيدِهِ حَتّى يَرْضَى عَنِ اللَّهِ فِيمَا صَنَعَ اللَّهُ إلَيْهِ وَ صَنَعَ بِهِ عَلَى مَا أحَبَّ وَ كَرِهَ، وَ لَنْ يَصْنَعَ اللَّهُ بِمَنْ صَبَرَ وَ رَضِىَ عَنِ اللَّهِ إلّامَا هُوَ أهْلُهُ وَ هُوَ خَيْرٌ مِمَّا أحَبَّ وَ كَرِهَ.
و نمىرسد كسى به مرتبهاى از مراتب خوبى يا ثواب الهى، مگر به طاعت و بندگى و صبر كردن و راضى بودن به آنچه خداى تعالى براى او خواسته (؛ زيرا كه صبر و رضا، از شرايط بندگى الهى است يا آن كه صبر و رضا، از افراد طاعت است و قبول بعضى از عبادات، مشروط است به اطاعت و پرهيزگارى، چنانچه ظاهر[١] كلام الهى است كه فرموده: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»؛[٢]
يعنى: قبول نمىكند خداى تعالى، مگر از متّقيان. و بدانيد كه صاحب ايمان نمىشود هيچ بندهاى از بندگان الهى تا وقتى كه راضى شود از خداى تعالى در احسان كه ياد كند و مكروهى كه به او رسانَد، خواه آن بنده را خوش آيد و خواه نيايد.
و خداى تعالى، نسبت به كسى كه در مقام صبر و رضا از خداى- عزَّ و جلَّ- باشد، نمىكند، مگر آنچه را كه خداى تعالى، سزاوار و لايق به آن است و آن بهتر است از براى بنده، از آنچه خودش خواهد و نخواهد[٣].
و احاديث در باب صبر و رضا به قضاى الهى، قبل از اين مذكور شد. و آنچه در اين كلام شريف واقع شده كه تا كسى صاحب مرتبه رضا نباشد، مؤمن نيست، مىتواند بود كه بر معنى حقيقى محمول باشد، و مراد آن باشد كه كسى كه به قضاى الهى راضى نباشد، از اين جهت كه تجويز نمايد كه در قضاى الهى، نسبت به او ظلمى و ستمى واقع شود و يقين نداند كه فعلِ قبيح از خداى- عزَّ و جلَّ- صادر نمىتواند شد[٤] و هر چه مىكند، از روى عدل يا تفضّل است، از جمله مؤمنين نخواهد بود. و مىتواند بود كه مراد از ايمان، كمال ايمان باشد و مراد از صبر و رضا، اطمينان و آرامِ نفس و مضطرب نشدن در وقت نزول مصائب، و شكر الهى را ترك ننمودن باشد. و اين معنى، هر چند
[١]. الف و ج:-« ظاهر».