منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٧١ - بيست و چهارم مَلاهى
به ملاهى، يا مطلق بازىهاست، چنانچه ظاهرِ لفظ است به حَسَب لغت، يا نواختن و شنيدن سازهاست، يا شامل خوانندگى هم هست؛ چون در اين حديث، غنا، على حده مذكور نشده. و ادلّه آن كه غنا از جمله كبائر است إن شاء اللَّه تعالى، مذكور مىشود.
و در حديث اعمش، در مقام شمردن كبائر، فرموده كه: ملاهىاى كه آدمى را مانع مىشود از ذكر الهى، مكروه است، مثل غنا و زدن چيزهايى كه تارها داشته باشد. و مراد از مكروه در اين مقام، معنىاى نيست كه اصطلاح فقهاست؛ بلكه به معنى حرام است و اطلاق مكروه بر حرام، در احاديثْ بسيار است. و معنى مكروه، چيزى است كه خداى تعالى، به آن راضى نيست.
و در آن كه سازها همه مطلقاً حرام است، خلافى ميانه علماى شيعه نيست، مگر در دف بىصَنج كه بعضى از علما در نكاح و ختنه، تجويز كردهاند و علّامه و ابن ادريس، آن را هم حرام مىدانند.[١] و احاديث در باب حرمت سازها بسيار است. از آن جمله، محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: وقتى كه حضرت آدم عليه السلام را وفات رسيد، شيطان و قابيل، شماتت و خوشحالى به موت حضرت آدم كردند و در زمين، با يكديگر يك جا جمع شدند و معازف و ملاهى، يعنى سازها و بازىها يا خصوصِ سازها را از براى شماتت به آن حضرت، وضع كردند. پس هرچه در زمين از اين چيزهاست كه مردم از آن لذّت مىبرند، از آن جمله است.
و از آن حضرت، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: شما را نهى مىكنم از زَفْن، يعنى رقص كردن يا بازى كردن، و از مِزمار- كه آن، ناى است-، و از كوبات، يعنى طبل يا بَربَط يا نَرد يا شطرنج، و از كَبَرات، يعنى طبل دوسر يا يكسر.[٢] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: كسى كه خداى تعالى، نعمتى به او بدهد و در وقت آن نعمت، ناى حاضر كند، كفران آن نعمت كرده، و كسى كه مصيبى به او رسد و در آن مصيبت، زن نايحه، يعنى مويهگر بيارد، كفرانِ آن مصيبت كرده، يعنى راضى به قضاى الهى نشده.[٣] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: شيطانى هست كه نام او قَفَنْدَر است و هر گاه در خانه كسى چهل روز بَربَط نوازند و مردان، پيش او آيند، آن شيطان، هر عضوى از اعضاى خود را بر
[١]. الكافى، ج ٦، ص ٤٣١، ح ٣.