منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٥٨ - ويژگيهاى انسانهاى با تقوا
آن، نعيم آخرت است، و بىرغبتىاش در چيزى است كه باقى نمىماند كه عبارت از لذّت دنياست.
حِلم را با علم، و گفتن را با كردن آميخته مىسازد. هر گاه ملاحظه كنى، حلال او را مىبينى كه آرزويش نزديك است و طول امَل ندارد، و لغزشش اندك است، و دلش صاحب خشوع و فروتنى است، و نفسش صاحب قناعت و سازگارى است، و خورشش اندك است، و در كار خود، سهلانگارى مىكند و بسيار تنگ نمىگيرد، و كار دين خود را محكم مىكند، و شهوتش مُرده است، و خشم و غضبش فرو خورده است. مردم، از او اميد خوبى دارند و از شرّش ايمناند. اگر در ميان جمعى باشد كه از ياد خداى تعالى غافلاند، او را از جمله ذكركنندگان مىنويسند و اگر در ميان جمعى باشد كه ياد الهى مىكنند، از جمله غافلانش نمىنويسند. عفو مىكند از كسى كه بر او ظلم كند، و عطا مىكند به كسى كه او را محروم ساخته باشد، و صِله و مهربانى مىكند با كسى كه از او قطع كند.
فحش و درشتگويى، از او دور است و سخن گفتنش نرم و از روى هموارى است. كار بد، از او غايب است و كار خوب، پيش او حاضر است. خيرش رو كننده است و شرّش رو گرداننده. در بلاها، صاحب وقار است و در مكاره، صاحب صبر و در وسعت حال، صاحب شكر. ظلم نمىكند بر دشمن خود، و مرتكب معصيت نمىشود براى دوست خود. اگر كسى بر او دعوى كند، پيش از آن كه بر او گواهى دهند، اعتراف مىكند به حق، و اگر كسى چيزى به او سپارد، نمىگذارد كه ضايع شود و فراموش نمىكند چيزى را كه به ياد او آورده باشند[١]؛ يعنى عقوبات ومثوبات و عِبَر و اوامر الهى را كه خداى- عزَّ و جلَّ- به ياد او آورده، از كثرت تذكّر و تدبّر، فراموش نمىكند يا آن كه هر گاه در امرى او را گواه گيرند، اهتمام در حفظ آن مىكند تا فراموش نشود. و مراد، ترك نسيانْ بىاختيار نيست.
بعد از آن فرمود كه: مردم را به لقبهاى[٢] بد نمىخواند، و به همسايه يا كسى كه به او پناه آورد، ضرر نمىرساند، و به مصيبتها كه به مردم رسد، شماتت و شادى نمىكند، و در امور باطل، خود را داخل نمىكند، و از حق بيرون نمىرود، و اگر ساكت شود، سكوتش موجب غم و اندوه او نمىشود، و اگر بخندد، آوازش بلند نمىشود، و اگر كسى بر او تعدّى كند، صبر مىكند تا خداى تعالى براى او انتقام بكشد. نفسش هميشه از دست او در تَعَب است و مردم از او در راحتاند. نفس
[١]. ب:« آورده باشد».