منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٤٠ - سخنان امام صادق عليه السلام به صوفيان
نشنيدهاى كه خداى تعالى مىفرمايد: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»؟[١]
و ابن بابويه رحمه الله در فقيه، روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: هيچ خرج كردن، دوستتر نيست پيش خداى تعالى، از خرج كردنى كه نه زياد باشد و نه كم، و خداى تعالى دشمن مىدارد اسراف را، مگر در حجّ و عمره. پس رحمت كند خداى تعالى، مؤمنى را كه از ممّر حلال، كسب كند و به طريق اقتصاد و ميانهروى، خرج كند و زيادتى كه داشته باشد، به جهت آخرت خود، پيش فرستد.[٢]
[سخنان امام صادق عليه السلام به صوفيان]
و ظاهرِ اكثر احاديث مذكوره، معارض اخبارى است كه قبل از اين، مذكور شد و دلالت بر آن مىكرد كه انفاق زياد، اگرچه در مصرف خير باشد، اسراف است و آن كه تصدّق و خيرات، به قدرى مىبايد كه موجب پريشانى و اضطرار[٣] خود و عيال نشود. و چون حديث طويلى كه كلينى رحمه الله در باب آمدن جمعى از صوفيه به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام و اعتراض نمودن ايشانْ ذكر كرده، مشتمل است بر تفصيل اين مطلب و فوايد ديگر، اوّلًا حديث را ذكر مىكنيم و بعد از آن، وجه جمعى [را] كه به خاطرِ فاتر رسيد، بيان مىكنيم.
روايت كرده از مسعدة بن صدقه كه سفيان ثورى به خدمت آن حضرت آمد[٤]، ديد كه آن حضرت، جامههايى در غايت سفيدى و نزاكت، مثل پردهاى كه در زير پوست تخم مرغ مىباشد، پوشيده. پس گفت كه: اين جامه، مناسب تو نيست كه بپوشى. حضرت فرمود كه: بشنو آنچه مىگويم و ياد گير؛ زيرا كه خير دنيا و آخرت تو در آن است كه بر سنّت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و دين حق بميرى و بر بدعت نميرى. بدان كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در زمانى بود كه تنگى و بىچيزى در ميان مردم، بسيار بود. پس از اين جهت، به تنگى معاش مىكردند. و امّا هر گاه دنيا رو كند و در احوال، وسعتى باشد، سزاوارترينِ مردم به صرف كردن نعمت الهى، مردم خوب مىباشند، نه مردم فاجر و بد، و مؤمنان مىباشند، نه منافقان، و مسلمانان مىباشند، نه كفّار. پس چه انكار و مذمّت مىكنى با آن كه آنچه از[٥] لباس من در نظر تو محلّ انكار و اعتراض است. اى ثورى! واللَّه كه با اين لباس و سلوكى كه تو از من مىبينى، هيچ صبح و شامى بر من نگذشته از روزى كه خود را
[١]. همان، ص ١٨ و ١٩، ح ٣.