منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣١٣ - زوال و بى قدرى دنيا
كه خدمتكاران مىدانند روزىِ ايشان را و از براى ايشان، حاضر مىسازند، پيش از آن كه بطلبند.
و امّا آن كه خداى- عزَّ و جلَّ- فرموده: «فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ»،[١] مراد آن است كه هر چيز كه خواهند، از روى اكرام به ايشان مىدهند.[٢] ابن بابويه رحمه الله در فقيه، از عبد اللَّه بن على روايت كرده كه: از بلالِ مؤذّن حضرت پيامبر پرسيدم[٣] كه: حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بهشت را از براى تو چگونه وصف فرمود؟ گفت: بنويس: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم. شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه: حصار بهشت، خشتى از طلا و خشتى از نقره است و خشتى از ياقوت، و كلّ ملاطش مُشك اذفَر است و كنگرهها [يش] از ياقوت سرخ و سبز و زرد. پرسيد كه: درهاى بهشت، چگونه است؟ گفت: درهاى بهشت، مختلف است. باب الرّحمه، از ياقوت سرخ است. و باب الصبر، درى است كوچك كه يك تا دارد و از ياقوت سرخ [است] و حلقه ندارد. و باب الشكر، از ياقوت سفيد است و دو تا دارد و فاصِله ميان آنها پانصد ساله راه است[٤] و از آن در، آوازى برمىخيزد و مىگويد: خداوندا! اهل مرا پيش من آور. گفتم كه: آيا در، سخن مىگويد؟ فرمود: آرى. خداى- عزَّ و جلَّ- او را به سخن مىآورد. و باب البلا، كه از براى جمعى است كه در دنيا مصيبتها و بلاها كشيدهاند. درى است يك تا از ياقوت زرد، و جمعى كه از اين در داخل مىشوند، بسيار كماند و درى كه از همه بزرگتر است. صلحا و اهل زهد و وَرَع و راغبان به ثواب الهى و جمعى كه خداى- عزَّ و جلَّ- را مونس خود ساختهاند، داخل مىشوند. پرسيد كه:
وقتى كه داخل بهشت مىشوند، چه مىكنند؟ گفت: سير مىكنند در او و نهر آب در كمال صافى، و كشتىها از ياقوت، و آنچه كشتى را به آن مىرانند، از مرواريد است و در آنها، ملائكه از نور هستند و جامههاى سبز در نهايت سبزى پوشيدهاند. پرسيد كه: اسم آن نهر چيست؟ گفت: جنّة المأوى. پرسيد كه: در ميان جنّة المأوى، جنّتى ديگر هست؟ گفت: آرى؛ و حصار[٥] جنّت عدن، كه در وسط جنّتهاست. جنّت عدن، از ياقوت سرخ است و سنگريزْههايش از مرواريد. پرسيد كه: آيا جنّتى ديگر هست؟ گفت: آرى! جنّة الفردوس. پرسيد كه: حصارش چگونه است؟ گفت:
حصارش[٦] از نور ربّ العالمين است.[٧]
[١]. سوره صافّات، آيه ٤٢.